داستان دربارهٔ آیدان است که در حاشیهٔ استانبول بهعنوان آرایشگر کار میکند اما ناگهان خود را صاحب یک مرکز زیبایی لوکس میبیند. او همراه با امیر، رئیس مرموز این مرکز، وارد سفری پرخطر میشود.
ارکان در دوران سربازی با دختری روستایی به نام دجله روبهرو میشود و برای نجات او از خانوادهی خشن و سنتیاش مجبور میشود با او ازدواج کند. با این که او در نظر داشت در اولین فرصت دجله را طلاق دهد ولی مظلومیت و وابستگی شدید دجله که تحت محدودیت شدید خانوادهاش هیچ مهارتی از زندگی یاد نگرفته و هیچ شناختی از دنیای بیرون ندارد باعث میشود تا وقتی دجله آماده تنها زندگی کردن شود با او بماند ولی در این مسیر مشکلات از همه طرف بر سر این دو سرازیر خواهد شد…
اصلان سویکان ممکن است رئیس بدنام ترین خانواده جنایتکار استانبول باشد، اما مادرش هولیا روی میز شام با مشت آهنین حکومت می کند. او توانسته است قبیله سرکش را با مجموعه ای از سنت های شکست ناپذیر حفظ کند که مهمترین آنها این است: "نمی توانی از سفره فرار کنی!" وقتی اصلان به خاطر زنی که تازه با او آشنا شده است، یعنی دوین روانشناس زیبا، شام خانوادگی را به هم می ریزد. دوین و اصلان عاشق هم می شوند و با نزدیک تر شدن آنها، روانشناس نمی تواند خانواده ناسازگار او را تشخیص دهد. اما آیا روانشناسی که درست وسط میدان جنگ پرتاب می شود می تواند همه را شفا دهد؟ و آیا او می تواند بدون بهبودی کامل از زخم های خود با خودشیفته ای مانند اصلان کنار بیاید؟
این سریال درباره زنی سالخورده به نام ههسوک است که پس از مرگ، با همان چهره سالخوردگیاش به بهشت میرود. همسرش کو ناکجون که همیشه زیبایی او را تحسین میکرد، در بهشت با چهره سیساله خود منتظر اوست. او در بهشت بهعنوان پستچی کار میکند و سالها منتظر ههسوک بوده است.
دو جی اوی، جراح پلاستیک، برای انجام خدمت عمومی مجبور میشود به جزیرهی دور افتاده و بدنام پیوندونگدو برود؛ جایی که از دریا و خاطراتش وحشت دارد. او در آنجا با یوک هاری، پرستاری مهربان اما مرموز، آشنا میشود که گذشته ای پنهان دارد. با کمک به مردم ساده دل جزیره، جی اوی کم کم ترسهایش را پشت سر میگذارد و معنای واقعی عشق و انسانیت را پیدا میکند.
یک محکوم جوان برای کوتاه شدن مدت حبس اش در یک برنامه آتش نشانی شرکت می کند. او و دوستانش در کنار آتش نشانان ماهر برای مهار کردن آتشی عظیم وارد عمل می شوند...
یک پروفسور کره ای و رمان نویس سابق پس از انتقاد شدید در جوانی از نوشتن دست کشید. او که اکنون در یکی از دانشگاه های برتر تدریس می کند، از نوشتن ضعیف دانشجویان ناامید شده است در حالی که با شکست خود زندگی می کند.
کانگ یونگ هو، رئیس گروه بزرگ چویسونگ و یکی از قدرتمندترین چهره های تجاری کره جنوبی است که بهتنهایی این امپراتوری را ساخته و به «خدای تجارت» معروف شده است. اما پس از یک حادثه غیر منتظره، روح او با هوانگ جون هیون، فوتبالیست جوانی که تازه به تیم اف سی چویسونگ پیوسته، جا به جا میشود. حالا کانگ یونگ هو در بدن هوانگ جون هیون، بهعنوان کارمند تازه وارد وارد گروه چویسونگ میشود و با ذهن نابغه یک تاجر بزرگ در جسمی جوان، سفری غیرقابلپیشبینی را آغاز میکند
در دههٔ ۱۹۷۰ در استانبول، کمال از یک خانوادهٔ ثروتمند بهطور تصادفی با فوسون، خویشاوندی دور، آشنا میشود و میان آنها رابطهای عمیق و وسواسی شکل میگیرد. کمال چنان شیفتهٔ فوسون میشود که شروع به جمعآوری اشیاء شخصی او بهعنوان نشانهٔ عشق میکند، مسیری که نهتنها رابطهٔ آنها را شکل میدهد بلکه تمام زندگی و ارزشهای او را دستخوش تغییر میکند
هشتصد سال پیش، شی لیان ولیعهد پادشاهی شیان لو بود. او مورد احترام شهروندان خود بود. وی در جوانی به آسمانها صعود کرد؛ با این حال، به دلیل شرایط ناگوار ، ...