یامان و دوعا، دو انسان از دو دنیای کاملاً متفاوت، سالها پیش در جریان یک مصاحبه کاری ناموفق با یکدیگر آشنا میشوند. پس از آن، مسیر زندگیشان از هم جدا میشود، اما پنج سال بعد دوباره سرنوشت آنها را روبهروی هم قرار میدهد. یامان که زمانی درخواست استخدامش در هلدینگ آرجالی رد شده بود، بار دیگر با دوعا، دختر صاحب همان شرکت، مواجه میشود. این دیدار دوباره، آنها را وارد رابطهای پر از کشمکش، احساسات متضاد و اتفاقات پیشبینینشده میکند. داستان سریال حول تقابل و نزدیکی اجتنابناپذیر این دو شخصیت قدرتمند و تأثیر سرنوشت بر زندگیشان شکل میگیرد…
این سریال داستان 6 خواهر و برادری را روایت میکند که همزمان هم پدر و هم مادر خود را از دست دادند و با وجود تمام فلاکتهایی که سرشان میآید تمام سعیشان را میکنند تا کنار هم بمانند….
ارکان در دوران سربازی با دختری روستایی به نام دجله روبهرو میشود و برای نجات او از خانوادهی خشن و سنتیاش مجبور میشود با او ازدواج کند. با این که او در نظر داشت در اولین فرصت دجله را طلاق دهد ولی مظلومیت و وابستگی شدید دجله که تحت محدودیت شدید خانوادهاش هیچ مهارتی از زندگی یاد نگرفته و هیچ شناختی از دنیای بیرون ندارد باعث میشود تا وقتی دجله آماده تنها زندگی کردن شود با او بماند ولی در این مسیر مشکلات از همه طرف بر سر این دو سرازیر خواهد شد…
آسلی پس از دریافت قلب ملیک آلکان به دنیای غم، قدرت و عشق ممنوع کشیده می شود. اما یک سوال همه آنها را آزار می دهد: آیا مرگ ملیکه یک تصادف بود یا قتل؟
هالیس آغا، ستون یکی از خانواده های مستقر غازیانتپ، تصمیم می گیرد با نوه سرکش خود فریت ازدواج کند تا او را به صف کند.
مته و ناز فرزندان مورد علاقه خانواده های ثروتمند و قدرتمند هستند. هر دوی آنها خراب هستند و عادت کرده اند به هر چیزی که در زندگی می خواهند برسند. داستان آنها که با وعدههای خانوادههایشان در کودکی آغاز شده، امروز با ناتوانی در جدایی از یکدیگر به سوی ازدواج پیش میرود. اما وقتی خدمتکار ناز، اینسیلا، که از کودکی با او بوده، ناگهان در مقابل مته ظاهر می شود، مته تمام تصمیماتی که در زندگی گرفته است را زیر سوال می برد. آیا این برخورد بین اینسیلا و مته مسیر داستانی را که ناز با تمام لجبازی نوشته بود تغییر می دهد و به مته کمک می کند تا عشق واقعی را پیدا کند؟
مکید، دختر خانواده ای فقیر که روانشناسی خوانده و از زندگی تجاری راضی نیست و به دنبال شفای دیگران است، عاشق برادر بزرگ احمد، کاظم ایشیک می شود که به عنوان باهوش ترین و موفق ترین تاجر در جهان شناخته می شود. کشور. او به تازگی مردی را با شور و شوق بیمارگونه ملاقات کرده و عاشق او شده است. همچنین کاظم ایشیک با نرمین ازدواج کرده است. عشق مکید بی پاسخ نیست. کاظم با اشتیاق مکید را در آغوش میگیرد که در ضعیفترین لحظهاش در کنارش است... اما آیا او میتواند او را از ظلم زندگی غنی و قدرتمندی که ساخته است محافظت کند؟ آیا مکید می تواند خلوص، معصومیت و حساسیتی را که در اولین ملاقات با کاظم داشت حفظ کند؟
اکیم و ملتم دو نوجوان جوان هستند که به اندازه خواهران صمیمی هستند. آنها در یک محله محقر زندگی معمولی دارند، اما همیشه به بچه های ثروتمندی که در دبیرستان دوغرو تحصیل می کنند، حسادت می کردند. اکیم، بکیر و عایشه برای شروع زندگی دانشجویی تازه خود در معتبرترین مدرسه شهر انتخاب می شوند، اما به زودی می فهمند که زندگی آنها در واقع سخت تر می شود. آنها باید برای زنده ماندن در میان بچه های ثروتمند بجنگند و از دیدن اینکه ثروتمندان زندگی بسیار متفاوتی با آنچه آنها تصور می کردند شگفت زده می شوند ...
فریت پسر خانواده ای ثروتمند و سنتی است که هیچ تعهدی جز مهمانی ندارد. در حالی که زهرا زن جوانی است که دانشگاه را رها کرده و در یک شیرینی فروشی کار می کند. هنگامی که او به دانشگاه باز می گردد، هر دو باهم آشنا می شوند و ...