یامان و دوعا، دو انسان از دو دنیای کاملاً متفاوت، سالها پیش در جریان یک مصاحبه کاری ناموفق با یکدیگر آشنا میشوند. پس از آن، مسیر زندگیشان از هم جدا میشود، اما پنج سال بعد دوباره سرنوشت آنها را روبهروی هم قرار میدهد. یامان که زمانی درخواست استخدامش در هلدینگ آرجالی رد شده بود، بار دیگر با دوعا، دختر صاحب همان شرکت، مواجه میشود. این دیدار دوباره، آنها را وارد رابطهای پر از کشمکش، احساسات متضاد و اتفاقات پیشبینینشده میکند. داستان سریال حول تقابل و نزدیکی اجتنابناپذیر این دو شخصیت قدرتمند و تأثیر سرنوشت بر زندگیشان شکل میگیرد…
این داستان با پسزمینهی یک کیوسک محلی روایت میشود و بر این تمرکز دارد که چگونه زندگیهای عادی میتوانند یک شبه دستخوش تغییر شوند.
آلیز که در روزی که به دنیا آمد مادرش را از دست داد، دختر جوانی زیبا اما بسیار خودخواه است که توسط پدرش لوس شده و بزرگ شده است. آلیز که وقتی متوجه میشود پدرش دوباره ازدواج میکند دیوانه میشود، تصمیم میگیرد برای انتقام گرفتن با مردی ازدواج کند که هرگز اجازه ازدواج او را نمیدهد. با این حال، همه چیز طبق برنامه پیش نمی رود.