یامان و دوعا، دو انسان از دو دنیای کاملاً متفاوت، سالها پیش در جریان یک مصاحبه کاری ناموفق با یکدیگر آشنا میشوند. پس از آن، مسیر زندگیشان از هم جدا میشود، اما پنج سال بعد دوباره سرنوشت آنها را روبهروی هم قرار میدهد. یامان که زمانی درخواست استخدامش در هلدینگ آرجالی رد شده بود، بار دیگر با دوعا، دختر صاحب همان شرکت، مواجه میشود. این دیدار دوباره، آنها را وارد رابطهای پر از کشمکش، احساسات متضاد و اتفاقات پیشبینینشده میکند. داستان سریال حول تقابل و نزدیکی اجتنابناپذیر این دو شخصیت قدرتمند و تأثیر سرنوشت بر زندگیشان شکل میگیرد…
زندگی زوجی که تا پیش از این آرام و خوش بود، با تغییراتی که در سبک زندگی آنها رخ میدهد و اتفاقات ناخوشایندی که برایشان پیش میآید، دچار مشکل میشود. این تغییرات، باعث ایجاد شک و تردید در رابطه آنها شده و عشقشان را به چالش میکشد.
با زیرنویس چسبیده
داستان زوجی است که در زندگی مشترکشان با موقعیتهای طنزآمیز و اختلاف نظرهای بامزهای روبرو میشوند. این زوج، در دل ماجراهایی شیرین و گاهی کمی تلخ، تلاش میکنند تا تعادل را در رابطه خود حفظ کنند و به زندگی مشترکشان رنگ و بوی تازهای ببخشند.
فرات بولوت یه دادستانه که با همسرش زینب و دختر پنج ساله اش یه زندگی شاد داره ولی یه روز که بیدار میشه، میبینه توی زندانه و اتفاقات چهار ماه اخیر رو به هیچ عنوان به یاد نمیاره. آخرین چیزی که یادشه جشن تولد دخترشه ولی درعین وحشت و شوک متوجه میشه که به جرم کشتن همسر و دخترش در زندانه…
پس از خیانت به رئیسانش ، یک ضارب در خیاطی خالی پنهان می شود ، جایی که او را به عنوان پسر صاحب فقید اشتباه می گیرند ، هویتی که تصمیم می گیرد از آن استقبال کند.
نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …
نریمان و شناسی از دوران بچگی با هم دوست بودن حتی با هم به مدرسه می رفتن در دوران دانشگاه هم با هم بودن این دو همدیگه رو دوست داشتن ، پدر نریمان هم به همه گفته بود که یک روزی اینا با هم ازدواج می کنند. تا اینکه ماجد فرزند یکی از سرمایه داران ترکیه عاشق نریمان میشود و…