داستان درباره دوعان، یک جراح موفق است که سالها پیش بهخاطر یک حادثه دردناک خانوادگی ارتباطش با خانواده قدرتمندش را قطع کرده بود. وقتی خواهرش او را برای مراسم عروسی دعوت میکند، رازهای مدفونِ خانواده دوباره سر باز میکنند و او را وارد شبکهای از راز، خیانت، و تهدیدها میکنند. در این مسیر، آشناییاش با چاعلا که یک وکیل مصمم است، رابطه و چالشهای جدیدی برایش ایجاد میکند و دوعان باید تصمیم بگیرد که با گذشته روبهرو شود یا بار دیگر فرار کند. اسم این سریال مخفف جمله «خانواده یک آزمون است» به زبان ترکی است ولی در عین حال مخفف کلمه به معنی برادر بزرگتر است که به دوعان که بخاطر خواهرش ملک فداکاریهای زیادی میکند اشاره دارد.
آسلی پس از دریافت قلب ملیک آلکان به دنیای غم، قدرت و عشق ممنوع کشیده می شود. اما یک سوال همه آنها را آزار می دهد: آیا مرگ ملیکه یک تصادف بود یا قتل؟
داستان دربارهٔ آیدان است که در حاشیهٔ استانبول بهعنوان آرایشگر کار میکند اما ناگهان خود را صاحب یک مرکز زیبایی لوکس میبیند. او همراه با امیر، رئیس مرموز این مرکز، وارد سفری پرخطر میشود.
سریال گلهای رز و گناهان داستان تأثیرگذار سرهات را روایت میکند؛ مردی که زندگیاش بر پایه صداقت و اعتماد بنا شده، اما ناگهان دگرگون میشود. وقتی سرهات راز بزرگ و سالها پنهانشده همسرش براک را میفهمد، زندگیاش فرو میپاشد و مسیرش با زینب تلاقی میکند. این دو، خود را در گردابی از دروغها و رازهای پنهان گرفتار مییابند.
این سریال داستان 6 خواهر و برادری را روایت میکند که همزمان هم پدر و هم مادر خود را از دست دادند و با وجود تمام فلاکتهایی که سرشان میآید تمام سعیشان را میکنند تا کنار هم بمانند….
قتل وحشیانه حمدی آتیل بای در جنگل از مسیر دادستان جوان لیلا که می خواهد گذشته درهم و برهم خود را پشت سر بگذارد و اکنون نظم جدید خود را برقرار کند و کنان، روزنامه نگار جاه طلبی که زندگی منظم و معروفی دارد، عبور می کند. با این حال، این قتل نه تنها از نابودی عشق آنها، بلکه حقیقتی که آنها در مورد زندگی خود می دانند نیز خبر می دهد.
After losing his only wife, Faruk returns to his mansion in Istanbul with his children. Serap, who comes with them to take care of the children, has ambitious plans.
سلما از ون به استانبول میآید تا ارثی که برایش باقی مانده را بگیرد، وقتی فکر میکند همه امکاناتش تمام شده است. با او ماشین قراضه پدرش همراه با خواهرش لیلیم است. تنها شرط دریافت ارث، یافتن شریک دیگر ارث، عشق قدیمی اش میهران است. میهران که در همان روز به دنیا آمد و پیشگویی شده بود که در روز تولدشان با عشق فراوان یکدیگر را دوست داشته باشند و پس از آتش سوزی که سلما در آن قربانی اعلام شد به استانبول مهاجرت کرد. سلما میهران را در استانبول پیدا می کند. بنابراین، نه تنها سلما و میهران، بلکه عموزاده باریستای میهران، آتاکان، بوکسور عشق افلاطونی آتاکان، آلتان، خانواده بزرگ و شاداب میهران؛ زندگی عمه اش منمسی کیمت، پسر عمویش فوسون، مادرش صالحه، بازو و دست کیمت فیاض و زندگی رقیب سرسختش حکیم نیز تغییر می کند.
مکید، دختر خانواده ای فقیر که روانشناسی خوانده و از زندگی تجاری راضی نیست و به دنبال شفای دیگران است، عاشق برادر بزرگ احمد، کاظم ایشیک می شود که به عنوان باهوش ترین و موفق ترین تاجر در جهان شناخته می شود. کشور. او به تازگی مردی را با شور و شوق بیمارگونه ملاقات کرده و عاشق او شده است. همچنین کاظم ایشیک با نرمین ازدواج کرده است. عشق مکید بی پاسخ نیست. کاظم با اشتیاق مکید را در آغوش میگیرد که در ضعیفترین لحظهاش در کنارش است... اما آیا او میتواند او را از ظلم زندگی غنی و قدرتمندی که ساخته است محافظت کند؟ آیا مکید می تواند خلوص، معصومیت و حساسیتی را که در اولین ملاقات با کاظم داشت حفظ کند؟