در دههٔ ۱۹۷۰ در استانبول، کمال از یک خانوادهٔ ثروتمند بهطور تصادفی با فوسون، خویشاوندی دور، آشنا میشود و میان آنها رابطهای عمیق و وسواسی شکل میگیرد. کمال چنان شیفتهٔ فوسون میشود که شروع به جمعآوری اشیاء شخصی او بهعنوان نشانهٔ عشق میکند، مسیری که نهتنها رابطهٔ آنها را شکل میدهد بلکه تمام زندگی و ارزشهای او را دستخوش تغییر میکند
داستان عشقی غیرممکن که زاده ی انتقام است. میران بعنوان تاجری وارد شهر میشه و مراوداتش رو با خانواده ی شاداوعلوها بیشتر وبیشتر میکنه و در نهایت نوه ی نصوح شاداوعلو(ریّان) رو خواستگاری میکنه. از اوجاییکه ریّان نوه ی تنی نصوح نیست و میران خواستگار واقعا خوبی محسوب میشه نصوح میخواد که نوه ی دیگه اش رو بهش بده…
دو مجری یکی از برنامه های رادیویی دهه 90 میلادی پس از به موفقیت رسیدن ناگهانی برنامه، تلاش می کنند با زندگی روزانه خود کنار بیایند و...