با زیرنویس چسبیده
سلین ۲۱ ساله، ناگهان خود را در تابستان سال ۱۹۹۶ مییابد و به شکلی غیرمنتظره در قالب یکی از نزدیکترین دوستان مادر جوانش قرار میگیرد. این سفر عجیب به گذشته، فرصتی در اختیار او میگذارد تا نهتنها جوانی مادرش را از نزدیک ببیند، بلکه تصمیمها و انتخابهایی را درک کند که مسیر زندگی خانوادهاش را در زمان حال شکل دادهاند.
این سریال داستان امیر و دوستانش را روایت میکند که در یکی از محلههای حاشیهای زندگی میکنند و در حالی که در پی تحقق رؤیاهای خود هستند، با آزمونهایی چون قدرت، پول و خیانت روبهرو میشوند. در این داستان، دوستیها از هم میپاشند، عشقها شکل تازهای به خود میگیرند و هر کس نبرد شخصی خود را پیش میبرد. ماجرا در خیابانهای خشن و پیچیده استانبول جریان دارد و با تصمیمهایی که جوانان میگیرند، سرنوشت آنها دگرگون میشود.
کمیسر “عمر دوران” در دایره جنایی پلیس و “الیف کاراجا” در برنامه مشهور و محبوب خود به دنبال احقاق حق مظلومان و اجرای عدالت هستند. الیف کاراجا، تو برنامه اش جنایات رو حل میکند و سعی در پیدا کردن قاتلها دارد. الیف که خیلی مورد پسند مردمه، به کارش با جون و دل وابستهست و برای رسیدن به این جایگاه مجبور به انجام فداکاریهای زیادی شده. رسیدگی به ماجرای قتل یک دختر، الیف و همسر وکیلش اردم را مقابل هم قرار میدهد و زندگی آن ها و دو فرزندشان را زیر و رو میکند و از طرف دیگر ابتدا سبب آشنایی ناخوشایند عمر و الیف میشود اما در ادامه هر دو تحت تاثیر هم قرار میگیرند.
سه چیز در زندگی را نمی توان پنهان کرد "عشق، دود و بی پولی". جامعه اجتماعی و وقایع پشت دنیای تجارت بیان می شود.
حکایت کسانی که به دنبال اشتیاق هستند، کسانی که به قیمت سوختن پرواز می کنند، و کسانی که در برابر زندگی با درد می ایستند.
کنک، که بتازگی از ایالات متحده به استانبول رسیده، شکست عشقی می خورد و معشوقه اش دست رد به سینه او می زند. تا اینکه وی تصمیم می گیرد...