میو سوزوکی یه دختر شاد و پرانرژیه، ولی ته دلش همیشه سعی میکنه خودش رو با بقیه وفق بده. درست کنار دستش تو کلاس، تانی نشسته؛ پسری که اصلاً براش مهم نیست بقیه چی فکر میکنن. این دو تا با شخصیتهای کاملاً متفاوت، اول فقط چند تا گفتوگوی کوتاه دارن، اما کمکم همین تفاوتها باعث میشه به هم جذب بشن.
دانشجوی خجالتی با رویای فراموش شده قهرمان بودن، زمانی که یک نگهبان مرموز او و یک هنرمند جوان را برای مبارزه با جرم و جنایت در دنیایی که قدرت های فوق العاده رایج اند اما قهرمانان واقعی کمیاب، دعوت می کند، هدف جدیدی پیدا می کند...
رودو (Rudo) تو محلههای پایین یه شهر شناور زندگی میکنه، جایی که فقیرا زیر سایهی پولدارایی که زندگی لوکس دارن، گدایی میکنن و زبالههاشونو فقط میریزن تو پرتگاه. ولی یه روز، رودو رو به دروغ متهم به قتل میکنن و این اتهام ناعادلانه باعث میشه یه مجازات وحشتناک بهش بدن: تبعید به بیرون از شهر، همراه با زبالهها. اون پایین، رو سطح زمین، زبالههای آدما یه عالمه هیولای وحشی درست کرده. اگه رودو بخواد حقیقت رو بفهمه و از کسایی که پرتش کردن تو این جهنم انتقام بگیره، باید قدرت جدیدشو کنترل کنه و با هیولاهای غولپیکر زبالهای تو گودال روبهرو بشه.
گایدئو: دختر وحشی با دندانهای بلند و چشمان حیوانی. آشاف: مردی آرام با ویژگیهای نرم و یک تابوت به پشت بسته. این زوج بدخیم یک روز در شهری ظاهر میشوند که تحت سلطه جادوگری است که مردم شهر را فریب داده و خود را قهرمان آنها جا زده است. اما آشاف و گایدئو بهتر میدانند. آنها حسابهایی باید برسانند و از کسی هم رحم نخواهند کرد که در راهشان باشد...
هاروکا ساکورا علاقه ای به افراد ضعیف ندارد، فقط قوی ترین مبارزان. هاروکا با شروع در Furin High، مدرسهای که به خاطر دانشآموزانی که از شهر خود محافظت میکنند، معروف است، به دنبال مبارزه برای رسیدن به قله است.
کائورو ناگاسه، یک کارمند اداری که پس از مرگ دوباره در دنیایی دیگر تناسخ پیدا میکنه، در یک ماجراجویی هیجان انگیز و با استفاده از دانش و هوش خود تلاش می کند در این دنیا به موفقیت و بقا برسد.
آئواشی ری، یک کارمند اداری معمولی، در اثر کار زیاد می میرد و دوباره متولد می شود. او در دنیای بازی otome مورد علاقه خود، انقلاب، به عنوان ری تاکر، قهرمان بازی، ظاهر می شود ری علاقه ای به سه مسیر عاشقانه اصلی بازی با شاهزادگان پادشاهی باوئر ندارد. او قلب خود را بر روی کلیر فرانسوا، آنتاگونیست اصلی بازی، می گذارد. با استفاده از دانش خود از وقایع بازی که هنوز اتفاق نیفتاده است، ری سعی می کند به کلیر پایان خوشی بدهد.
زمانی که قهرمان افسانهای با جسد خدای جسد روبهرو میشود، این یک رویارویی برای اعصار است، اما وقتی گرد و غبار فرو مینشیند، چیزی کاملاً درست نیست... در آخرین لحظات رویارویی حماسی آنها، آخرین شات گامبیت خدای جسد کاملاً غیرمنتظره بود. - جادوی تناسخ! در فضا و زمان، پسری به نام پولکا شینویاما احساسی را از خود بیدار میکند... نه کاملاً خودش... چه کسی میتوانست انتظار داشته باشد که نبرد اوج بین خیر و شر به این شکل رقم بخورد؟
آکادمی سحر و جادو آرنولد مدرسه ای برای نخبگان است... و ری وایت فقط پسر معمولی شماست. در واقع به نظر می رسد که او اصلاً در جادو مهارت خاصی ندارد و کمی کلوتز است. به همین دلیل است که او هیچ ربطی به این شایعه ندارد که یکی از جادوگران بزرگ، جادوگر یخی، یکی از اعضای کلاس ورودی است ... درست است؟
«کمدی رمانتیک فانتزی محل کار» حول محور هیمورو کان، نوادگان امروزی زن برفی از فولکلور ژاپنی، و همکار به ظاهر دور، عجیب و غریب و در عین حال مهربانش فویوتسوکی می چرخد. هیمورو کان تمایل دارد اشیاء مجاور را منجمد کند یا در هنگام آشفتگی طوفان برفی را احضار کند، و همچنین اتفاقاً به فویوتسوکی علاقه پنهانی دارد. با این حال، فویوتسوکی تقریباً از هر چیزی در اطراف خود غافل است.