داستان : «کیتاهارا ایوری» پسری است که برای شروع دوره دانشجویی خود به شهر دریایی «ایزو» می رود؛ او که از روبرو شدن با زندگی جدید خود اشتیاق فراوانی دارد به این فکر است که در فروشگاه لوازم غواصی عموی خود که به نام Grand Blue (گرند بلو) شناخته می شود مشغول به کار شود. آنجا او دریایی پر از دلخوشی را می یابد، دخترانی زیبا را به چشم می بیند و همچنین مردانی که عاشق غواصی هستند و وقت خودشان را به نوشیدن انواع نوشیدنی ها می گذرانند ملاقات می کند. حال باید دید که ایوری می تواند زندگی دانشجویی دلخواهش را در این شهر دنبال کند یا خیر؟!
میو سوزوکی یه دختر شاد و پرانرژیه، ولی ته دلش همیشه سعی میکنه خودش رو با بقیه وفق بده. درست کنار دستش تو کلاس، تانی نشسته؛ پسری که اصلاً براش مهم نیست بقیه چی فکر میکنن. این دو تا با شخصیتهای کاملاً متفاوت، اول فقط چند تا گفتوگوی کوتاه دارن، اما کمکم همین تفاوتها باعث میشه به هم جذب بشن.
کویوکی هیکاوا، دانشآموز دبیرستانی گوشهگیر که از ارتباطات عاطفی دوری میکند، وقتی یکی از همکلاسیهای شادش سعی میکند به دیوارهایش نفوذ کند و او را به جمع دوستانی ناراحتکننده اما صمیمی بکشاند، زندگی منزویاش مختل میشود ...
داستان این انیمه در مورد پسر جوانی به اسم یوجی ایتادوری است که به خاطر نجات جان دوست خود ، انگشت یک دیو شیطانی ، که دارای طلسمی منحوس است را بلعیده و به این ترتیب نفرین وارد روح او میشود. اکنون او برای اینکه بتواند این نفرین را از بدن خود خارج کند به باشگاه مخفی جادوگری پیوسته و…
رودو (Rudo) تو محلههای پایین یه شهر شناور زندگی میکنه، جایی که فقیرا زیر سایهی پولدارایی که زندگی لوکس دارن، گدایی میکنن و زبالههاشونو فقط میریزن تو پرتگاه. ولی یه روز، رودو رو به دروغ متهم به قتل میکنن و این اتهام ناعادلانه باعث میشه یه مجازات وحشتناک بهش بدن: تبعید به بیرون از شهر، همراه با زبالهها. اون پایین، رو سطح زمین، زبالههای آدما یه عالمه هیولای وحشی درست کرده. اگه رودو بخواد حقیقت رو بفهمه و از کسایی که پرتش کردن تو این جهنم انتقام بگیره، باید قدرت جدیدشو کنترل کنه و با هیولاهای غولپیکر زبالهای تو گودال روبهرو بشه.
این داستان مومو، یک دختر دبیرستانی از خانوادهای با روحیهپردازان و همکلاسیاش اوکارون، یک فریبکار است. بعد از اینکه مومو اوکارون را از قلدری نجات داد، دو نفر شروع به صحبت کردند. با این حال، از آنجایی که مومو «به ارواح اعتقاد دارد اما بیگانگان را انکار میکند» و اوکارون «به بیگانگان اعتقاد دارد اما ارواح را انکار میکند، بحثی بین آنها پیش میآید». برای اینکه منکران متقابل یکدیگر را باور کنند، مومو به یک بیمارستان متروکه می رود که یک نقطه بشقاب پرنده است و اوکارون به یک تونل می رود که یک مکان خالی از سکنه است. در هر مکان، آنها با ماوراء الطبیعههای فراطبیعی مواجه میشوند که فراتر از درک است. در میان مشکلات، مومو قدرت پنهان خود را بیدار می کند و اوکارون قدرت یک نفرین را برای به چالش کشیدن ماوراء الطبیعه به دست می آورد! عشق سرنوشت ساز آنها نیز آغاز می شود!؟
در ژاپن امروز ارائه خدماتی مثل اجاره دوست دختر نرمال شده. کازویا کینوشیتا وقتی که دوست دخترش اون رو ترک کرده، دانشجویی که از نظر احساسی شکسته، تلاش میکنه که جای خالی قلبش رو با یک دوست دختر اجاره ای پر کنه. بعد معلوم میشه که دوست دختر اجاره ایش همکلاسی و همسایه اونه...
وقتی تومو و خواهر خواندهاش مافیو اوریبه یک مرد مجروح عجیب را نجات میدهند، نمیدانند با چه چیزی درگیر میشوند یا عواقب آن چیست. الکساندر نیکولاویث جهنم یک کواسر آهنین است، یکی از بسیاری از مخالفان...
هاروکا ساکورا علاقه ای به افراد ضعیف ندارد، فقط قوی ترین مبارزان. هاروکا با شروع در Furin High، مدرسهای که به خاطر دانشآموزانی که از شهر خود محافظت میکنند، معروف است، به دنبال مبارزه برای رسیدن به قله است.
پرسیوال، پسری مهربان، پس از مرگ پدربزرگش توسط یک شوالیه مرموز، سفری بزرگ را در جستجوی حقیقت آغاز می کند. او در این سفر با چالش های زیادی روبرو می شود، اما با پشتکار و شجاعت خود، به دنبال حقیقت می رود.