با زیرنویس چسبیده
در پایان فصل دوم، در ساگا سیتی جایی که قرار است ساگا اکسپو برگزار شود بیگانگان به زمین حمله می کنند. در ساگا، بقای جهان به قهرمانان داستان وابسته است...
سباستین و سیل به درخواست ملکه در مورد مرگ مرموز در جنگل گرگ تحقیق می کنند. آنها هنگام کاوش در نفرین کشنده جنگل ، خود قربانی می شوند...
یک شمشیرزن افسانه ای و برادری سامورایی با سلاح شیطانی خود سعی می کنند یک قیام خونین زامبی ها را شکست دهند.
یک خانواده شکست خورده، متشکل از یک برادر بزرگتر که در خانه حبس شده است، یک برادر کوچکتر که موفق است، یک پدر که مورد احترام فرزندانش نیست، و یک مادر که از خانه خود غفلت می کند. هیچ یک از اعضای این خانواده نمی دانند که آنها همگی بازیکنان یک بازی آنلاین هستند.
شون توکینو، دانش آموز دبیرستانی، پس از مرگ پدر و مجروح شدن خواهرش، از بازی مورد علاقه خود دست می کشد. او در یک کافه ورزش های الکترونیکی کار می کند و با دوستان دوران کودکی خود که گیمر هستند، وقت می گذراند. ناگهان، او متوجه می شود که کافه "FOX ONE" بدهی زیادی دارد. برای کمک به کافه، شون و دوستانش تصمیم می گیرند مسابقات "Xaxerion Championship" را برنده شوند. با احساس گناه، شون دوباره به دنیای بازی های آنلاین می پرد و با باکورتس-کن (انفجار-کن)، یکی از دوستان قدیمی خود روبرو می شود.
گابیمارو که در طی یک ماموریت ترور دستگیر میشود، محکوم به اعدام میشود، اما به نظر میرسد هیچ چیز او را به خاطر بدن مافوق بشرش نمیکشد. جلاد یامادا آسائمون ساگیری با این باور که عشقش به همسرش ناخودآگاه او را زنده نگه میدارد، به او این فرصت را میدهد که اگر اکسیر زندگی را در شینسنکیو، قلمروی افسانهای که اخیراً در جنوب غربی پادشاهی ریوکیو کشف شده است، توسط شوگونات عفو شود. . پس از از دست دادن پنج تیم اعزامی اعزامی به جزیره، این بار شوگونات گروهی از محکومان اعدام را می فرستد. به هر یک از محکومان یک جلاد یامادا آسائمون داده می شود که باید با او بازگردند تا عفو دریافت کنند.
این مجموعه انیمه، اولین اقتباس هایی از 20 داستان از مانگاهای ایتو است. که شامل تامی، سویچی، کیبیتسوری کیکیو (بالن حلق آویز) میشود.
داستان درباره Saitō، یک مرد معمولی است که خود را به دنیای دیگری منتقل می کند. به صورت روزانه، مهارتهای فراوان او به عنوان یک دستساز، او را برای ماجراجویان جدیدش که به نظر میرسد از دنیاهای دیگر نیز آمدهاند، ضروری میسازد. به تدریج، Saitō شروع به درک احساس مفید بودن می کند.
وقتی لیدی الیانا کتاب دوست را مشاهده می کند که شاهزاده کریستوفر - که فقط نامزدش است - با یک بانوی نجیب دیگر همکاری می کند، متوجه می شود که شایعات اخیر باید درست باشد. شاهزاده کسی را دارد که واقعاً دوستش دارد، به این معنی که لغو نامزدی آنها اجتناب ناپذیر است و به سرعت نزدیک می شود. چیزی که او متوجه نمی شود این است که این فقط یک موج سطحی است - یکی از بسیاری از مواردی که حقیقت در آن عمیق است، در توطئه ای فراتر از تصور او!
بعد از گذشت ۲۰۰۰ سال، ارباب شیطان بیرحم تناسخ پیدا کرده! اما بهنظر میرسه استعدادی برای پرورش کاندیداهای ارباب شیطان شدن ندارد! ارباب شیطان، "آرنوس" خسته از دورهای طولانی از جنگهای بیپایان و داشتن توانایی از بین بردن انسانها، المنتالها و خدایان آرزوی دنیایی صلحآمیز را داشت. پس تصمیم گرفت به آینده تناسخ کند. اما چیزی که در انتظارش بود دنیایی بسیار صلحآمیز بود که در آن نوادگانش بهخاطر کمبود قدرتهای جادویی، ضعیف شده بودند.