درست زمانی که ماساتو فکر می کرد که بررسی تصادفی در مدرسه تمام شده است، در یک طرح مخفی دولتی درگیر شد. همچنان که با جریان برده می شد، به یک دنیای بازی رسید! انگار که اینها کافی نبوده، مادرش نیز آن جا بود! کمی با مدل همیشگی انتقال به دنیای دیگر متفاوت بود، اما بعد از کمی سر و کله زدن، "مامان می خواهد با ما-کون به ماجراجویی بپردازد." آیا مامان می تواند همراه ما-کون باشد؟ ماساتو و ماماکو ماجراجویی شان را شروع می کنند، آن ها پورتا را می بینند، یک تاجر زیبای در حال سفر، و یک فیلسوف زیرک قابل تاسف. در کنار عضو جدیدشان، ماساتو و دوستان سفرشان را شروع می کنند.
این سریال داستان پسر باهوش و خوش قلبی به نام تانجیرو کامادو می باشد که پدرش را از دست داده و مجبور می شود که از طریق فروش زغال چوب خرج خود و خانواده اش را در بیاورد. یک روز که تانجیرو برای کار به شهر مجاور می رود، تصمیم می گیرد تا شب را در محلی بگذراند زیرا شایعات مختلفی درباره وجود اهریمن های کوهستان شنیده بود. اما روز بعد، هنگام بازگشت به خانه، تانجیرو متوجه می شود که شیاطین به خانواده اش حمله کرده و تنها خواهر کوچکش زنده مانده است، اما دختر بیچاره تبدیل به یک اهریمن شده بود. تانجیرو برای انتقام از اهریمن ها و برگرداندن خواهرش به یک انسان، به یک شکارچی و قاتل اهریمن تبدیل میشود...
گروهی از نوجوانان بیسرپرست که در یک یتیمخانه به ظاهر بیعیب و نقص زندگی میکنند ، پس از زیر پا گذاشتن قانون منع خروج از یتیمخانه ، به یک راز هولناک پی میبرند و…
داستان : «کیتاهارا ایوری» پسری است که برای شروع دوره دانشجویی خود به شهر دریایی «ایزو» می رود؛ او که از روبرو شدن با زندگی جدید خود اشتیاق فراوانی دارد به این فکر است که در فروشگاه لوازم غواصی عموی خود که به نام Grand Blue (گرند بلو) شناخته می شود مشغول به کار شود. آنجا او دریایی پر از دلخوشی را می یابد، دخترانی زیبا را به چشم می بیند و همچنین مردانی که عاشق غواصی هستند و وقت خودشان را به نوشیدن انواع نوشیدنی ها می گذرانند ملاقات می کند. حال باید دید که ایوری می تواند زندگی دانشجویی دلخواهش را در این شهر دنبال کند یا خیر؟!
با زیرنویس چسبیده
در سرزمین ایولف، مردم دیگر بزرگ نشده و صدها سال عمر میکنند. اما هنگامی که جنگی سخت در این سرزمین به وقوع میپیوندد ، نوجوانی به نام ماکیا تلاش میکند تا از سرزمین خود فرار کند و بدون خانه در جنگلی تاریک تنها میماند. در این بین او با اریال آشنا میشود که والدینش را از دست داده و به نگهبان او تبدیل میگردد. این انیمیشنی به داستان این دو نوجوان میپردازد، هنگامی که اریال بزرگ شده درحالی که ماکیا تغییری نمیکند و…
کاگیاما شیگئو ملقب به آ.کی.آ اوباش یک رتبه ی هشتمی در استفاده از توانایی های ذهنی و روانی! او از کسایی بود که وقتی بچه بود میتونست قاشق خم کنه و با قدرت ذهنش اشیاء را جا به جا کنه اما کم کم دیگه از قدرت هاش استفاده نکرد چون نمیخواست جلوی دید منفی مردم بیشتر از این قرار بگیره و در حال حاضر تنها چیزی که میخواست دوست شدن با دختری به اسم تسوبومی بود یکی از همکلاسی هاش! با تمام توانی که برای پوشوندن قدرتش از همه گذاشته بود مثل هر روز به زندگی روزمره ی خودش ادامه می داد و سعی می کرد در راه هدفش حرکت کنه!!
کوهی اینوزوکا یک معلم است که پس از مرگ همسرش، به تنهایی از دختر کوچکش مراقبت می کند. او در آشپزی خوب نیست، بنابراین او و دخترش تسوموگی غذاهای بسته بندی شده از فروشگاه می خورند. یک سری اتفاقات باعث می شود یک شب به رستورانی بروند که توسط مادر یکی از دانش آموزانش، کوتوری، اداره می شود. مادرش آنجا نیست، اما کوتوری بهترین تلاش خود را برای تغذیه هر دو نفر انجام می دهد. معلوم می شود کوتوری اغلب تنهاست زیرا والدینش طلاق گرفته اند و مادرش اغلب در آنجا نیست. سه نفر آنها شروع به دیدار و پخت غذای خوشمزه با هم می کنند.
قرن نوزدهم، ادوارد ماسون هویت خود را مخدوش کرده و در آکادمی نظامی فضانوردی ثبت نام می کند. او با همکلاسی خود گارما، خانواده ی زابی را توسعه می دهند و در نهایت در معرض تسلیحات قرار می گیرند و برای استقلال نیروهای امنیتی فدرال زمین مبارزه می کنند...
زندگی کازوما ساتو یه هیکیکوموری که عاشق بازی هاست به خاطر یک تصادف به پایان می رسد . باید اینطور می شد ولی وقتی بیدار شد یه دختر زیبا که به خودش می گفت الهه در برابرش بود. که بهش میگه هی، من برات یه چیز خوب دارم. می خوای بری به دنیای دیگه؟ فقط یه چیز می تونی با خودت ببری. پس تو رو می برم. از اینجا به بعد ماجراجویی بزرگ سرکوب کردن شاه شیطانی برای کازوما شروع می شه. یا حداقل شاید باید اینطور می شد ولی ماجرا با مسئله ی پیدا کردن غذا، لباس و سرپناه شروع می شه! با وجودی که کازوما می خواهد در آرامش زندگی کند الهه مرتب دردسر درست می کنه و بالاخره اونا توجه ارتش شاه شیطانی رو جلب می کنن!
پایتخت سلطنتی امپراطوری پارس در هگمتانه قرار دارد، شهری با شکو وجلال و شگفتی ها،که توسط پادشاه ترسناک و شکست ناپذیر آندروگوراس اداره میشود،ارسالان شاهزاده جوان و کنجکاو از پارس با وجود پشتکار بالا بنظر نمیرسد که پادشاه مناسبی مثل پدرش شود،ارسلان در سن 14 سالگی به اولین جنگ زندگی خود میرود و....