این مجموعه پیش پرده ای است که در دهه 1990 ساخته شد و شرح حال کانان استارک، شخصیتی است که تهیه کننده اجرایی Curtis "50 Cent" Jackson آن را بازی کرد.
زندگی یک زن خانهدار فداکار، پس از بازگشت از مرگ، پر از ناامیدی میشود. بهار به حرفهای که ناتمام گذاشته بود، یعنی پزشکی، بازمیگردد.
بر اساس وقایع پیرامون بمبگذاری لاکربی در سال ۱۹۸۸. لاکربی بر تحقیقات مربوط به این سانحه در دو سوی اقیانوس اطلس و تأثیر مخرب آن بر این شهر کوچک و خانوادههایی که عزیزان خود را از دست دادند، تمرکز خواهد کرد.
این جادوگر جوان سرسخت برای تسلط بر طلسمی که زندگی او را نجات داد، دست از کار نخواهد کشید: انفجار! مگومین، "بزرگترین نابغه قبیله جادوی زرشکی"، تصمیم گرفته است تا مطالعات خود را به جادوی تهاجمی قدرتمندی که توسط ناجی مرموزش استفاده می شود اختصاص دهد. سپس یک روز، خواهر کوچک او یک بچه گربه سیاه را در جنگل پیدا می کند. اما این گربه فقط یک دوست پشمالو جدید نیست - او کلید بیدار کردن یک خدای تاریک است!
کارل، کارآگاه برجسته سابق، پس از حملهای که منجر به فلج شدن همکارش و مرگ یک افسر پلیس دیگر شد، عذاب وجدان شدیدی را تحمل میکند. با بازگشت به کار، پروندهای حل نشده به او محول میشود که تمام زندگیاش را درگیر خواهد کرد.
کلوئی در کنار همسرش آدام و پسرش اتان زندگی آرامی دارد، در حالی که خواهرش نیکی با اعتیاد دست و پنجه نرم میکند. قتل آدام، رازهای پنهان خانوادگی را آشکار میکند و دنیای آنها را زیر و رو میکند.
در تلاشی انتقام جویانه برای کشف اینکه چه کسی شوهرش را کشته است، زنی در نهایت عمیق ترین و زشت ترین رازهای جامعه کوچک خود را فاش می کند.
دو خانواده جنایتکار رقیب در نبردی که قدرت ها را تهدید به سقوط میکند، با یکدیگر درگیر میشوند. در میانه این درگیری، هری دا سوزا، یک دلال زرنگ خیابانی قرار دارد...
پس از ورود به دانشگاه، یک بازیکن سابق فوتبال آمریکایی که هویت خود را پنهان کرده و به عنوان سلطان بازگشت به خانه شناخته میشود، به سرعت با یک غریبه سابق دبیرستانی دوست میشود تا به هر قیمتی با او سازگار شود.
هامپتون چمبرز، یک زندانی آزاد شده که تلاش میکند تاریخچه جنایی خود را پشت سر بگذارد و دوباره با خانوادهاش متحد شود. در این مسیر، او با لحظات مکرر و غیرقابل توضیحی از مداخله الهی دست و پنجه نرم میکند.