سریال داستان شان و دوروتی ترنر را دنبال میکند که صاحب یک فرزنده شدهاند و یک پرستار بچه جوان را استخدام میکنند تا مراقب فرزند تازه متولدشده آنها باشد. با گذشت زمان مشخص میشود که بعضی چیزها آنطور که باید به نظر برسند نیستند.
هنگامی که یک موج جزر و مدی آخرالزمانی در طول ملاقات ده ساله یک دبیرستان تمام دخترانه رخ می دهد، گروهی از زنان باید راهی برای زنده ماندن در قله جزیره پردیس دبیرستان خود پیدا کنند.
الویس هنگامی که به یک برنامه جاسوسی مخفی دولتی برای کمک به نبرد با نیروهای تاریکی که کشور را تهدید می کنند می پیوندد، لباس شخصی خود را با یک جت پک مبادله می کند.
برای مستقل ماندن از پدرش، که یک قاچاقچی کالاهای دزدی است، یک مادر مجرد تازه بیوه شده به باند دزدان شوهر فقیدش می پیوندد.
داستان این سریال در جهانی روایت خواهد شد که به دو نیم تقسیم شده و دو کشور در آن وجود دارد. از طرفی تاریکی مطلق فرمانروای تمامی مناطق آن است و در این جهان و پشت جانپناه انسانی، موجودات شیطانی از شکار انسانها لذت میبرند و جشن میگیرند. در ادامه سربازی نیروی جادویی را کشف میکند که این نیرو قادر است دو کشور را با هم متحد کند، اما مشکلات فراوانی پیش روی دارد و باید با نیروهای دشمن بجنگد و جنگهای زیادی را از سر بگذراند تا درنهایت در زمان درست بتواند از نیروی جادویی خود بهترین استفاده را ببرد...
یک پسر و دختر نوجوان وقتی که آتش سوزی در کالیفرنیا یک موجود ماوراء طبیعی وحشتناک را بیدار می کند، زندگی آنها برای همیشه تغییر می کند. با طلوع ماه کامل، همه نوجوانان گرد هم می آیند تا رازی را که آنها را به هم مرتبط می کند، کشف کنند.
داستان سریال خانواده ای از گانگسترهای جنوب لندن را دنبال می کند که فرصت طلایی را برای بازگرداندن شکوه سابق خود در کوستا دل سول تشخیص می دهند.
تکافومی پس از 17 سال کما از خواب بیدار می شود. او در واقع به دنیای دیگری رفته بود و با قدرت های جادویی بازگشته است، تاکافومی باید به او کمک کند تا در دنیای خود زنده بماند.
دانشآموز دبیرستانی «هایاسه ناگاتورو» عاشق اینه که وقتهای بیکاری سر به سر سنپایش بذاره! بعد از اینکه ناگاتورو و دوستاش به طور تصادفی نقاشی یه هنرمند مشتاق رو پیدا میکنن، اونا از بیرحمانه سربهسر گذاشتن سنپای خجالتیشون لذت میبرن. و اون با سماجت خاصی تصمیم میگیره این بازی ظالمانه رو ادامه بده و هر روز بهش سر میزد تا سنپای هر کاری که اون میخواد رو به سرعت انجام بده، که کاملا باعث اذیت شدن سنپای میشد. یه مقدار برنگیخته و تا حدودی ترسیده، سنپای دائما به زور وارد مسخره بازیهاش میشد همونطور که از سلایقش، عادتهاش و حتی شخصیتش بر علیه استفاده میشد و ...