دختر «ایان ریدلی»، که متصدی ارتباطات پلیس است، سالها پیش ناپدید شده است. او تماسی دریافت میکند و با این باور که تماسگیرنده دخترش است، بیتوجه به عواقب کار، جستجویی خستگیناپذیر را برای یافتن او و گرد هم آوردن دوباره خانوادهاش آغاز میکند.
توبیاس والاس، روحانی فرودگاه، برای حل بحرانهای روزمرهٔ فرودگاه روشهای کاملاً غیرمتعارفی دارد؛ آنقدر که مدام از حد و مرزهایش فراتر میرود و خودش را در دردسر میاندازد. اما با ورود میرا انصاری-کول بهعنوان رئیس جدید، اوضاع تغییر میکند. میرا که از رفتارهای توبیاس به ستوه آمده، مصمم است او را اخراج کند. با این حال، توبیاس حاضر نیست به این راحتی از شغل محبوبش دست بکشد و برای حفظ جایگاهش تا آخرین لحظه مبارزه خواهد کرد.