توبیاس والاس، روحانی فرودگاه، برای حل بحرانهای روزمرهٔ فرودگاه روشهای کاملاً غیرمتعارفی دارد؛ آنقدر که مدام از حد و مرزهایش فراتر میرود و خودش را در دردسر میاندازد. اما با ورود میرا انصاری-کول بهعنوان رئیس جدید، اوضاع تغییر میکند. میرا که از رفتارهای توبیاس به ستوه آمده، مصمم است او را اخراج کند. با این حال، توبیاس حاضر نیست به این راحتی از شغل محبوبش دست بکشد و برای حفظ جایگاهش تا آخرین لحظه مبارزه خواهد کرد.
راهآهن برمه در سال ۱۹۴۳ و در سراسر اقیانوس آرام در طول جنگ جهانی دوم، بیرحمی جنگ، شکنندگی زندگی و ناپایداری عشق را از نگاه یک پزشک استرالیایی و اسیر جنگی به تصویر میکشد...