هنگامی که دو کارآموز کاملاً متضاد، بکیر و اوگور، تلاش میکنند از نردبان ترقی در یک خبرگزاری بالا بروند، در این سفر تراژیک کمدی پر از جاهطلبی و بدشانسی، هرج و مرج به وجود می آید.
لال و آکتان، دو انسان با شخصیتها و دنیاهای کاملاً متفاوت، به شکلی غیرمنتظره جذب یکدیگر میشوند و هرچه بیشتر برای حفظ این رابطه تلاش میکنند، اختلافها، ترسها و احساسات سرکوبشدهشان بیشتر آشکار میشود و عشقشان به سفری احساسی تبدیل میگردد که هر دوی آنها را وادار میکند با حقیقت وجود خود روبهرو شوند.
سلیم کارا، دادستان ایده آلیست جمهوری ترکیه، از سلجوق تاشکین، رئیس جرائم سازمان یافته ای که هشت سال پیش به دست خودش به زندان افتاده بود، پیشنهادی دریافت میکنه که نمیتونست ردش کنه. تاشکین به دادستان میگه حاضره شاهد بشه تا دادستان بتونه کل گروه های تبهکاری رو آشکار کنه و از میان برداره. ولی برای این فقط یه شرط داره و اون اینه که شخصا خود دادستان از پسر تاشکین یعنی آکگون گوکالپ تاشکین محافظت کنه. این شرایط برای گوکالپ که در دنیای تبهکاری بزرگ شده و ظاهری خطرناک و مشکل دار داره سخته…