لال و آکتان، دو انسان با شخصیتها و دنیاهای کاملاً متفاوت، به شکلی غیرمنتظره جذب یکدیگر میشوند و هرچه بیشتر برای حفظ این رابطه تلاش میکنند، اختلافها، ترسها و احساسات سرکوبشدهشان بیشتر آشکار میشود و عشقشان به سفری احساسی تبدیل میگردد که هر دوی آنها را وادار میکند با حقیقت وجود خود روبهرو شوند.
این سریال داستان امیر و دوستانش را روایت میکند که در یکی از محلههای حاشیهای زندگی میکنند و در حالی که در پی تحقق رؤیاهای خود هستند، با آزمونهایی چون قدرت، پول و خیانت روبهرو میشوند. در این داستان، دوستیها از هم میپاشند، عشقها شکل تازهای به خود میگیرند و هر کس نبرد شخصی خود را پیش میبرد. ماجرا در خیابانهای خشن و پیچیده استانبول جریان دارد و با تصمیمهایی که جوانان میگیرند، سرنوشت آنها دگرگون میشود.
با زیرنویس چسبیده
جم، سرباز نیروی دریایی، برای ادای وعدهای به همسر درگذشتهاش، آلارا، به غار آبی سفر میکند. در این سفر، عشق عمیق و پایدار آنها دوباره آشکار میشود.
امید و رضا پدر و پسری هستند که در کنار هم یک زندگی ساده دارند. امید به یک بیماری نادر به اسم هایپرتایمزیا (بیشیادآوری) دچار است و هیچکدام از چیزهایی که میبیند یا میشنود را نمیتواند فراموش کند. این خصوصیت گاهی معجزه و گاهی فلاکت محسوب میشود. یک روز امید بیدار میشود و میبیند پدرش را به جرم قتل بازداشت کردهاند، بعلاوه پدرش در مورد شب قتل هیچ چیزی به خاطر نمیآورد…
اصلان سویکان ممکن است رئیس بدنام ترین خانواده جنایتکار استانبول باشد، اما مادرش هولیا روی میز شام با مشت آهنین حکومت می کند. او توانسته است قبیله سرکش را با مجموعه ای از سنت های شکست ناپذیر حفظ کند که مهمترین آنها این است: "نمی توانی از سفره فرار کنی!" وقتی اصلان به خاطر زنی که تازه با او آشنا شده است، یعنی دوین روانشناس زیبا، شام خانوادگی را به هم می ریزد. دوین و اصلان عاشق هم می شوند و با نزدیک تر شدن آنها، روانشناس نمی تواند خانواده ناسازگار او را تشخیص دهد. اما آیا روانشناسی که درست وسط میدان جنگ پرتاب می شود می تواند همه را شفا دهد؟ و آیا او می تواند بدون بهبودی کامل از زخم های خود با خودشیفته ای مانند اصلان کنار بیاید؟
بر اساس سریال ایتالیایی "میان وعده عشق". این بازسازی زندگی F. Ece و Umut را دنبال میکند که پس از تصمیم عمه Umut تصمیم میگیرد تمام داراییهای او را از بین ببرد، مجبور میشوند در یک خانه زندگی کنند. طبق دستور عمه اموت، شخصی که خانه را به دست می آورد، اولین نفر از آن دو نفر است که ازدواج می کند. اگرچه Umut و F. Ece مشتاق ازدواج نیستند، اما هر روز با فرد دیگری قرار می گذارند تا همسر مناسبی را در دیگری پیدا کنند تا صاحب خانه شود.
الیف که 10 سال است در دروغ زندگی می کند، باید همه چیز را از صفر شروع کند. همه چیز زمانی پیچیده تر می شود که مسیر زن جوان درمانده به طور غیرمنتظره ای با تاجر ثروتمند فیرات در هم می افتد.
نالان زن جوان زیبایی است که در نگاه اول با گرمای خود محبت همه را جلب می کند. از آنجایی که او تنها فرزند خانواده اش است، به عنوان یک عروسک دستی بزرگ شد، زندگی خود را در هستی گذراند و از بهترین مدارس با ممتاز فارغ التحصیل شد. نالان آماده می شود تا با صدات کور اوغلو که یکی از ثروتمندترین افراد کشور است ازدواج کند. اگرچه نالان و صدات دست در دست هم در این داستان با امید راه می رفتند و فکر می کردند که دارند از رازهای تاریکی که در گذشته خود نگه داشته اند دور می شوند. به زودی زندگی آنها در تاریکی واقعی فرو خواهد رفت.
سیفی رئیس باتجربه پلیس و افسر تازه کار نوری پامیر شروع به بررسی پرونده یک کودک کشی در شهر می کنند. این پرونده آنها را به آقای عباس و دخترش دیلارا می رساند که از افراد شناخته شده در محافل آنها هستند.