داستان در پسزمینه سال ۱۹۹۹، زمانی که ترس گسترده از روز قیامت مردم را فرا گرفته بود، روایت میشود و ظهور غیرمنتظره قهرمانانی نامحتمل را در شهر ههسونگ دنبال میکند...
مامور کیم، کارمند بانک و پدر مجرد «مین جی»، در واقع جاسوس سابق و مورد تعقیب کره شمالی است که در کره جنوبی با هویت جعلی زندگی میکند. با ناپدید شدن دخترش، او برای نجات او مجبور میشود راز خود را فاش کرده و همه چیز را به خطر بیندازد...
جونگ ته ها بوکسور سابقی که سرنوشتش او را به سمت یک باند خلافکار کشاند. او برای رهایی از این باند آخرین ماموریت را انجام میدهد و دوباره با عشق اولش، گو اون سه، روبهرو میشود. اما اون سه پس از یک حادثه حافظه اش را از دست میدهد و هیچ چیز از گذشته اش را به خاطر نمیآورد. ته ها برای محافظت از او، خود را دوست پسرش معرفی میکند و این دروغ، آغاز ماجرایی پر از عشق، راز و خطر میشود.
در ججو، داستان جزیرهای یک دختر با روحیه و یک پسر ثابت قدم به داستانی مادامالعمر از شکستها و پیروزیها تبدیل میشود - ثابت میکند که عشق در طول زمان پایدار است.
لی این در زمان ولیعهدی با کانگ هی سو آشنا و کاملا مجذوب او می شود. پس از مدتی لی این پادشاه و کانگ هی سو نیز یک جاسوس می شود؛ او برای گرفتن انتقام به پادشاه نزدیک می شود…
وکیل باهوش "وو یانگ وو" به عنوان یک تازه کار در یک شرکت حقوقی برتر، و خانمی در طیف اوتیسم با چالش هایی در دادگاه مواجه می شود که ...
لی دونگ شیک (Shin Ha-Kyun) که قبلا یک کاراگاه توانا و ماهر بود طی اتفاقی از زندگی پرهیجانش فاصله گرفته و در پست پلیس در یک شهر کوچک مشغول و تمام کارهای خسته کننده ایستگاه را انجام میدهد ، اما یک روز هان جو وون (Yeo Jin-Goo) که یک کارگاه نخبه است و پدرش مسیر کوتاهی برای رسیدن به سمت رییس پلیس ملی شدن دارد به همان ایستگاه منتقل شده و ریاست آنجا را به عهده میگیرد. آنها با یک قتل که مربوط به پرونده قتل های سریالی 20 سال پیش است و زندگی لی دونگ شیک را تغییر داده ، مواجه میشوند و آرامش آن شهر از بین میرود ، بنابراین تلاش میکنند تا با کمک هم این پرونده را حل کنند …
بک هی سونگ (Lee Joon-Gi) پدر مهربان و سخت کوشی است که با تلاش فراوان سعی میکند که هم در خانه و هم در محل کار، تمام نیروی خود را برای تلاش بیشتر خرج کند ، همسر او ، چا جی وون (Moon Chae-Won) کاراگاه تیزهوش و موفقیست که متوجه میشود پشت چهره فریبنده و خوبی های همسرش ، گذشته وحشتناکیست که از همه پنهان میکند ، پس سعی میکند راز این گذشته را کشف کند و…
ماجرای کاراگاهانی را روایت میکند که در شهر اینچئون مشغول به کار هستند . کانگ دو چانگ (سون هیون جو) کاراگاهیست که 18 سال از عمر خود را صرف انجام این کار کرده است ، او برای پیدا کردن مجرمین و حل پرونده ها ، از تجربه و روابط شخصی اش استفاده میکند ، از طرفی اوه جی هیوک (جانگ سونگ جو) کاراگاه نخبه ایست که 9 ساله مشغول به کار است ، او برخلاف کانگ دو چانگ ، برای حل پرونده ها از شواهد موجود و همچنین بینش روان جنایتکاران استفاده میکند ،