کونوها آکیساتو تصویرگری است که عاشق دختران زیبا و بازی های بیشوجو است. رویای او تبدیل شدن به یک تصویرگر فوق العاده محبوب است، بنابراین او سخت در یک شرکت تولید بازی bishojo کار می کند، اما واقعیت این گونه نیست...
از زمانی که اژدهاها به تهدیدی برای نسل بشر تبدیل شدند، شکارچیان برای دریافت پاداش آنها را شکار کردند. اما این به هیچ وجه کار آسانی نیست. فقط کسانی که قادر به فراتر رفتن از محدودیت های شرایط انسانی هستند می توانند در مقابل موجودات بالدار قدرتمند بایستند. راگنا، یک مرد جوان نسبتا ضعیف، با لئونیکا، یک شکارچی استثنایی که قبلاً بیش از هر کس دیگری اژدها را از بین برده است، همکاری می کند. تنها، پس از یک رویداد غم انگیز، راگنا خود را تنها می بیند و عطش سیری ناپذیری برای انتقام رانده می شود. او که از رویارویی با دشمنانش ناامید شده و آنها را در هم می شکند، تصمیم می گیرد با کریمسون، موجودی تاریک که انگیزه های مشابهی با او دارد، متحد شود: برای از بین بردن پادشاهان اژدها برای همیشه.
آکیرا تندو با سه سال حضور در شرکت از جهنم، از نظر روحی و جسمی به سر می برد. همه در سن بیست و چهار سالگی. حتی دوستش از حسابداری، سائوری، نمیخواهد با او کاری داشته باشد. سپس، درست زمانی که زندگی شروع به یک ناامیدی بزرگ می کند، این اتفاق می افتد. آخرالزمان زامبی ها در ژاپن فرود می آید! آکیرا که توسط انبوهی از زامبیهای گرسنه احاطه شده است، متوجه میشود که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد... "صبر کنید، آیا این به این معنی است که دیگر مجبور نیستم سر کار بروم؟" اعتراف کن... به مهمانی می پردازی که انگار... به سواحل ژاپن سفر کن... حالا، آکیرا که دیگر کار کابوس وارش را ندارد، موجو خود را بازگردانده است. اجازه دهید لیست سطلی شروع شود!!
زمانی که یک گروه مرموز، SSC، فرهنگ اوتاکو ژاپن را نابود می کند، آزادی بیان به خطر می افتد. با این حال، یک انقلابی جوان، قهرمان اوتاکو - که فرهنگ را بیش از هر چیز دوست دارد - برمی خیزد. با کمک سه دختر جادویی پر سر و صدا - هرج و مرج، آبی و صورتی - آنها با هم متحد می شوند تا جهانی عاری از این قانون ظالمانه ایجاد کنند. بخشی از شورش باشید تا هواداران را بازگردانید!
هنگامی که ارواح وارد دنیای انسان می شوند، می توانند اشیاء قدیمی را در اختیار داشته باشند و شکل فیزیکی به دست آورند: تسوکوموگامی. تسوکوموگامی میتواند ملایم، خشن یا جایی در میان باشد، بنابراین قبیله Saenome به طور مسالمتآمیز به آنها کمک میکند تا آنها را به دنیای ارواح بازگردانند تا از تخریب جلوگیری کنند. کوناتو هیوما یکی از اعضای این قبیله است، اما از آنجایی که از زمانی که یک تسوکوموگامی چیز مهمی را از او دزدید، کینهای دارد، بسیار آرام است. پدربزرگ هیوما از ترس اینکه عصبانیت وقیحانه هیوما در برخورد با این ارواح منجر به فجایع ماوراء طبیعی شود، او را می فرستد تا در کیوتو با ناگاتسوکی بوتان زندگی کند، یک زن جوان غیرعادی که در واقع مانند خانواده با تسوکوموگامی زندگی می کند! آیا هیوما می تواند یاد بگیرد که هنگام برخورد با تسوکومگامی احساسات خود را کنترل کند یا اینکه روح خود او محکوم به تسخیر خشم برای همیشه است؟
پس از مرگ هیراکو بر اثر یک بیماری سخت، خداوند او را زنده می کند، سلامتی و جوانی او را پس می دهد و او را به دنیای خیالی دلخواه می فرستد. برای لذت بردن از شلیک دومش، خداوند ابزار بزرگ کشاورزی را به او عطا می کند! تماشا کنید که هیراکو در این فانتزی آرام کشاورزی در دنیای دیگری حفاری می کند، خرد می کند و شخم می زند!
مامدا تانوکی است که در دوران اشتباهی به دنیا آمده است - تنها چیزی که او می خواهد این است که انسان ها را فریب دهد، اما آن دوران شنیع تانوکی به پایان رسیده است. اما یک زن، استاد راکوگو به نام بونکو، به مامدا نشان میدهد که هنوز هم میتوان انسانها را جادو کرد... فقط با کلمات، نه توهم. مامدا مصمم است شاگرد بونکو شود، اما آیا میتواند استاد رواقی را متقاعد کند که او را بپذیرد...؟
داستان روی آلتو گلدفیلد متمرکز است، دانشآموزی در یک آکادمی جادویی که قصد دارد در همه جادوها استاد شود. با این حال، هنگامی که او در آستانه شکست در کلاس در مورد احضار جادو است و در خطر یک سال عقب افتادن است، یک گریمور احضار کننده قدیمی را پیدا می کند. به دنبال دستورات آن، او یک دایره جادویی می نویسد، و در نهایت یک شیطان قدرتمند به نام Vermeil را که مدت ها پیش مهر و موم شده بود، احضار می کند و او را برای خود آشنا می کند. با این حال، ورمیل شهوانی گهگاه به انرژی جادویی از آلتو نیاز دارد که با بوسیدن عمیق او ادعا می کند.
استاد جاسوس گرگ و میش در کاری که میخواهد مخفیانه در مأموریتهای خطرناک به نام دنیایی بهتر انجام دهد، بهترین است. اما زمانی که او وظیفه نهایی غیرممکن را دریافت می کند - ازدواج کند و بچه دار شود - ممکن است بالاخره در سر او باشد! گرگ و میش کسی نیست که به دیگران وابسته باشد، کارش را برای او انجام میدهد و همسر و فرزندی را برای مأموریتش برای نفوذ به یک مدرسه خصوصی نخبگان به دست میآورد. چیزی که او نمی داند این است که همسری که انتخاب کرده یک قاتل است و فرزندی که او به فرزندی قبول کرده یک تله پات است!
واکانا گوجو، یک عروسکساز پر امید، از یک اتفاق در دوران کودکی با دوستش که مخالف عشق او به عروسکهای سنتی بود، رنج میبرد. او روزهایش را در تنهایی سپری میکند و در اتاق "هنرهای خانه داریِ" دبیرستانش آرامش خود را مییابد. از نظر واکانا آدمهایی مثل مارین کیتاگاوایِ زیبا، دختری شیک که همیشه توسط انبوهی از دوستانش احاطه شده است، عملاً یک بیگانه از دنیای دیگر است. اما وقتی مارین شاد و شنگول - که هیچوقت آدم خجالتیای نیست - یک روز بعد از مدرسه واکانا را در حال خیاطی کردن میبیند، با این هدف که همکلاسی آرام خود را به سرگرمی مخفیانهاش - یعنی کازپلی! - علاقمند کند، وارد زندگی او میشود. آیا قلب زخمی واکانا از پس هجوم این بیگانه سکسی بر خواهد آمد؟!