بعد از اینکه گرتا خواهرش، لوسی، را بر اثر بیماری سرطان خون از دست میدهد، بازیای را پیدا میکند که لوسی برایش ساخته و نام آن «نقشهی آرزوها» است. او از طریق این سفر و آشنایی با پسری به نام ویل، یاد میگیرد که با غم و اندوه خود کنار بیاید و هویت واقعیاش را پیدا کند.
با زیرنویس چسبیده
«استبان» جوان آرزو دارد که یک نویسنده بشود، و به همینطور حقیقت را در مورد پدرش که همیشه توسط مادرش مخفی شده، پی ببرد...