سه خواهر وقتی کوچکترین خواهر در جمهوری دومینیکن با ماشینش به مردی میزند، با بحران اخلاقی روبرو میشوند. آنها باید تصمیم بگیرند که تا چه حد حاضرند برای جلوگیری از زندانی شدن خواهرشان و از دست دادن مادرش توسط فرزندش، پیش بروند.
بعد از اینکه گرتا خواهرش، لوسی، را بر اثر بیماری سرطان خون از دست میدهد، بازیای را پیدا میکند که لوسی برایش ساخته و نام آن «نقشهی آرزوها» است. او از طریق این سفر و آشنایی با پسری به نام ویل، یاد میگیرد که با غم و اندوه خود کنار بیاید و هویت واقعیاش را پیدا کند.
هنگامی که جنگ جهانی سوم در حال وقوع است ، گروهی از میلیاردرها به یک پناهگاه لوکس پناه می برند. از طریق صفحه نمایش ، آنها تماشای جهان را که می دانستند در حال سقوط بالای سرشان است ، تماشا می کنند.
زندگی کامیلا با بازگشت برادران دی بیانکو پس از ۷ سال زیر و رو میشود.آنها هنوز راهی برای نفوذ به او دارند که هیچ کس دیگری نمیتواند.