با زیرنویس چسبیده
پنج نفر از خدمه یک تانک تایگر آلمانی به یک ماموریت مخفی در پشت خط مقدم نبرد فرستاده میشوند. آنها که توسط متآمفتامین ارتش آلمان تغذیه میشوند، ماموریتشان به طور فزایندهای به سفری به قلب تاریکی تبدیل میشود.
با زیرنویس چسبیده
داستان درباره کتابفروشی مجرد است که در دنیای رویاهای خود زندگی میکند. او برای اینکه زندگی عاشقانهاش را بهبود بخشد، مجبور میشود به آرزوی خود برای نویسنده شدن جامه عمل بپوشاند.
با دوبله فارسی
یک سرباز سابق با گذشتهای غمانگیز، در تلاشی ناامیدانه برای بقا در آریزونای دهه ۱۸۷۰، درگیر اتحادی نه چندان محکم با سه یاغی، یک زن زیبا و شوهر زخمیاش میشود تا با عناصر خشن و دشمنان بجنگند.
با زیرنویس چسبیده
سیمور هرش در خط مقدم روزنامهنگاری سیاسی در ایالات متحده بوده است. گزارشهای پیشگامانه هرش، بسیاری از فاحشترین تخلفات و لاپوشانیهای قانون اساسی را به اطلاع عموم رسانده است.
با زیرنویس چسبیده
در حالیکه خانوادهی مشهور بریتانیایی داونپورت، به رهبری لُرد و لِیدی داونپورت، با فاجعهی بزرگ ازدواج دختر بزرگشان با پسرعموی سبکسرش دستوپنجه نرم میکنند، خدمتکار تازهواردی پیوندی عجیب با کوچکترین دختر خانواده برقرار میکند.
با زیرنویس چسبیده
اعضای مرد یک انجمن کرال در جنگ جهانی اول ثبت نام میکنند و دکتر گاتری سختگیر را برای جذب نوجوانان باقی میگذارند. آنها با هم لذت آواز خواندن را تجربه میکنند در حالی که پسران جوان با اعزام قریبالوقوع خود به ارتش دست و پنجه نرم میکنند.
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
نبرد نهایی علیه موزان کیبوتسوجی آغاز شده است. سپاه شیطان کش، از جمله تانجیرو، نزوکو و هاشیرا، به قلعه بینهایت کشانده شدهاند و در آنجا باید با شیاطین رده بالای بسیار قدرتمندی مقابله کنند. این نبردی سرنوشتساز و بیامان است.
با زیرنویس چسبیده
داستان گروهی از خواهر و برادرهای ازهمگسیخته را دنبال میکند که زیر شرایط ناگهانی و دشوار باید کنار هم جمع شوند.
با زیرنویس چسبیده
گروهی نوجوان بزهکار برای تمیز کردن هتل "بلکویل" فرستاده می شوند.اما آنها نمی دانند قاتل روانی "جیکوب گوودنایت" در آن هتل پناه گرفته است.وقتی یکی از آنها توسط "جیکوب" به دام می افتد،باقی اعضای گروه باید برای زنده ماندن در مقابل قاتلی بی رحم تلاش کنند...
با دوبله فارسی
چند ساعت بیشتر به تحویل سال نو نمانده است. بارش برف سبب می شود تا آرامش کلانتری حومه شهر دیترویت به هم بریزد. همان شب ماریون بیشاپ، رهبر یک گروه تبهکار دستگیر شده و باید به زندان منتقل شود. اما اتومبیل حامل زندانی در بوران گیر می کند و مامورین اجباراً به کلانتری پناه می برند. اما گروهی ناشناس به کلانتری حمله می کنند...