در این مسابقه تلویزیونی بیست چهره مشهور که در قلعهای به دام افتادهاند، روزها برای کسب جایزه با هم رقابت میکنند. شبها، خائنینی که در میان آنها هستند، مخفیانه افراد وفادار را از بین میبرند، و آنها باید قبل از اینکه خیلی دیر شود، خائنین پشت پرده را در میزگرد افشا کنند ...
در دههٔ ۱۹۷۰ در استانبول، کمال از یک خانوادهٔ ثروتمند بهطور تصادفی با فوسون، خویشاوندی دور، آشنا میشود و میان آنها رابطهای عمیق و وسواسی شکل میگیرد. کمال چنان شیفتهٔ فوسون میشود که شروع به جمعآوری اشیاء شخصی او بهعنوان نشانهٔ عشق میکند، مسیری که نهتنها رابطهٔ آنها را شکل میدهد بلکه تمام زندگی و ارزشهای او را دستخوش تغییر میکند
کمال، یک وامدهنده کوسهصفت، با عفیفه، فیلمنامهنویسی که در تلاش برای پرداخت بدهیهایش است، ملاقات میکند. آنها در مییابند که عشق و فضیلت آنقدرها هم که به نظر میرسند ساده نیستند.
سرهات، یک جراح موفق، وطن خود را ترک می کند تا زندگی جدیدی در استانبول بسازد. او عاشق ملک می شود و مخفیانه با او ازدواج می کند، اما سرنوشت او را به اورفا می برد، جایی که او در زیر سایه دو رقیب با گذشته خود روبرو می شود...
محسون یک پیک موتوری در استانبول است.او با کلی بدهی به دنبال راهی برای خروج از این وضعیت خود می گردد. یک روز به طور اتفاقی بزرگترین استعدادش را کشف می کند و تصمیم میگیرد تبدیل به یک جیگولو شود. مدیر برنامه هایش هم دوستش لیلا، که یک بازاریاب ناموفق است.
تاجری با نامی مستعار در هتلی کوچک و دنج اقامت میکند و دل دختران صاحب هتل را میرباید — یکی او را همروح خود میبیند و دیگری تقدیرش میپندارد.