این سریال در دل طبیعت خشن دریای سیاه، نبرد بیپایان دو خانواده دشمن را به تصویر میکشد. این داستان دشمنی قدیمی میان عادل و اسمه، درگیریهای میان دو خانواده و تنشهایی را روایت میکند که با رویدادهای غیرمنتظره شدت میگیرند.
یامان و دوعا، دو انسان از دو دنیای کاملاً متفاوت، سالها پیش در جریان یک مصاحبه کاری ناموفق با یکدیگر آشنا میشوند. پس از آن، مسیر زندگیشان از هم جدا میشود، اما پنج سال بعد دوباره سرنوشت آنها را روبهروی هم قرار میدهد. یامان که زمانی درخواست استخدامش در هلدینگ آرجالی رد شده بود، بار دیگر با دوعا، دختر صاحب همان شرکت، مواجه میشود. این دیدار دوباره، آنها را وارد رابطهای پر از کشمکش، احساسات متضاد و اتفاقات پیشبینینشده میکند. داستان سریال حول تقابل و نزدیکی اجتنابناپذیر این دو شخصیت قدرتمند و تأثیر سرنوشت بر زندگیشان شکل میگیرد…
این سریال داستان امیر و دوستانش را روایت میکند که در یکی از محلههای حاشیهای زندگی میکنند و در حالی که در پی تحقق رؤیاهای خود هستند، با آزمونهایی چون قدرت، پول و خیانت روبهرو میشوند. در این داستان، دوستیها از هم میپاشند، عشقها شکل تازهای به خود میگیرند و هر کس نبرد شخصی خود را پیش میبرد. ماجرا در خیابانهای خشن و پیچیده استانبول جریان دارد و با تصمیمهایی که جوانان میگیرند، سرنوشت آنها دگرگون میشود.
آراس که در پنجسالگی خانوادهاش را در تصادفی از دست داده و در پرورشگاه زندگی میکند، سالیان سال دنبال برادر کوچکترش که تنها عضو باقی مانده از خانوادهاش است میگردد. در نهایت به شکل مرموزی خبری به او میرسد که برادرش در بودروم است و او برای پیدا کردن ردّی از برادرش، سفری پر از راز را از استانبول تا بدروم آغاز میکند…
زندگی یک زن خانهدار فداکار، پس از بازگشت از مرگ، پر از ناامیدی میشود. بهار به حرفهای که ناتمام گذاشته بود، یعنی پزشکی، بازمیگردد.
داستان دربارهٔ آیدان است که در حاشیهٔ استانبول بهعنوان آرایشگر کار میکند اما ناگهان خود را صاحب یک مرکز زیبایی لوکس میبیند. او همراه با امیر، رئیس مرموز این مرکز، وارد سفری پرخطر میشود.
ارکان در دوران سربازی با دختری روستایی به نام دجله روبهرو میشود و برای نجات او از خانوادهی خشن و سنتیاش مجبور میشود با او ازدواج کند. با این که او در نظر داشت در اولین فرصت دجله را طلاق دهد ولی مظلومیت و وابستگی شدید دجله که تحت محدودیت شدید خانوادهاش هیچ مهارتی از زندگی یاد نگرفته و هیچ شناختی از دنیای بیرون ندارد باعث میشود تا وقتی دجله آماده تنها زندگی کردن شود با او بماند ولی در این مسیر مشکلات از همه طرف بر سر این دو سرازیر خواهد شد…
اصلان سویکان ممکن است رئیس بدنام ترین خانواده جنایتکار استانبول باشد، اما مادرش هولیا روی میز شام با مشت آهنین حکومت می کند. او توانسته است قبیله سرکش را با مجموعه ای از سنت های شکست ناپذیر حفظ کند که مهمترین آنها این است: "نمی توانی از سفره فرار کنی!" وقتی اصلان به خاطر زنی که تازه با او آشنا شده است، یعنی دوین روانشناس زیبا، شام خانوادگی را به هم می ریزد. دوین و اصلان عاشق هم می شوند و با نزدیک تر شدن آنها، روانشناس نمی تواند خانواده ناسازگار او را تشخیص دهد. اما آیا روانشناسی که درست وسط میدان جنگ پرتاب می شود می تواند همه را شفا دهد؟ و آیا او می تواند بدون بهبودی کامل از زخم های خود با خودشیفته ای مانند اصلان کنار بیاید؟
در دههٔ ۱۹۷۰ در استانبول، کمال از یک خانوادهٔ ثروتمند بهطور تصادفی با فوسون، خویشاوندی دور، آشنا میشود و میان آنها رابطهای عمیق و وسواسی شکل میگیرد. کمال چنان شیفتهٔ فوسون میشود که شروع به جمعآوری اشیاء شخصی او بهعنوان نشانهٔ عشق میکند، مسیری که نهتنها رابطهٔ آنها را شکل میدهد بلکه تمام زندگی و ارزشهای او را دستخوش تغییر میکند
داستان درباره دوعان، یک جراح موفق است که سالها پیش بهخاطر یک حادثه دردناک خانوادگی ارتباطش با خانواده قدرتمندش را قطع کرده بود. وقتی خواهرش او را برای مراسم عروسی دعوت میکند، رازهای مدفونِ خانواده دوباره سر باز میکنند و او را وارد شبکهای از راز، خیانت، و تهدیدها میکنند. در این مسیر، آشناییاش با چاعلا که یک وکیل مصمم است، رابطه و چالشهای جدیدی برایش ایجاد میکند و دوعان باید تصمیم بگیرد که با گذشته روبهرو شود یا بار دیگر فرار کند. اسم این سریال مخفف جمله «خانواده یک آزمون است» به زبان ترکی است ولی در عین حال مخفف کلمه به معنی برادر بزرگتر است که به دوعان که بخاطر خواهرش ملک فداکاریهای زیادی میکند اشاره دارد.