پس از یک سخنرانی توهینآمیز، سرهنگ پاتریک کویین به فرماندهی پایگاه استروپسدورف در هلند منصوب میشود؛ پایگاهی که به عنوان «بیاهمیتترین پایگاه ارتش در جهان» شناخته میشود. این پایگاه هدف استراتژیکی ندارد، اما امکاناتی مانند غذاخوری با کیفیت میشلن و تنها پنیرخانه ارتش را داراست. کویین تلاش میکند نظم و انضباط را بازگرداند، اما باید با فرمانده قبلی پایگاه، دختر جداشدهاش مگی، همکاری کند
کمال، یک وامدهنده کوسهصفت، با عفیفه، فیلمنامهنویسی که در تلاش برای پرداخت بدهیهایش است، ملاقات میکند. آنها در مییابند که عشق و فضیلت آنقدرها هم که به نظر میرسند ساده نیستند.
داستان یک افسر پلیس در شهری مرزی را روایت میکند که در جریان تحقیق دربارهٔ یک شبکهٔ قاچاق مواد مخدر، با پروندهای خطرناک روبهرو میشود. این ماجرا به شکلی غیرمنتظره به دوست دوران کودکی او گره میخورد و او را وارد تقابلی پیچیده با یک تبهکار بیرحم میکند. با پیشروی تحقیقات، مرز میان وظیفه، وفاداری و اخلاق کمرنگ میشود و افسر ناچار است برای کشف حقیقت، بهای سنگینی بپردازد.
در سال ۱۹۲۵، یک شوخی در یک مهمانی در خانهای ییلاقی به یک فاجعه مرگبار تبدیل میشود. لیدی آیلین "باندل" برنت، توطئه قتل هولناک را بررسی میکند. لیدی کاترهم و سرپرست باتل نیز در حل این معمای خانهی ییلاقی که زندگی باندل را تغییر میدهد، به او کمک میکنند.
داستان مردی به نام هه جو که حاصل یک رابطه خارج از ازدواج بوده. و هیچکس او را دوست ندارد، زیرا حتی خودش هم نمیداند پدر واقعیاش کیست. او به دلیل نداشتن خانواده، زندگی سرگردان و بدون هدفی دارد. روزی هه جو تصمیم میگیرد تا پدرش را پیدا کند و در این مسیر، جو جه می، نامزد سابقش، با او همراه میشود…
آیریس نیکسون، نابغهای بیرحم، رمزی مرموز را از یک بشردوست ربوده و ناپدید میشود. او در یک شمارش معکوس پر تنش، برای کشف این راز تلاش میکند و...
داستان پالس الکترونیکی که توسط افکار و احساسات انسانی تولید میشود، که برای منبع انرژی دستگاه پشتیبانی هوش مصنوعی مورد استفاده قرار گرفت و به علت این پیشرفت قابل توجه، هیولاهای وحشتناک ظاهر شدند
وقتی زندگی آنها را به لبه پرتگاه هل میدهد، پنج دوست ناامید تصمیم میگیرند که تنها راه نجات، تشکیل یک باند، کشیدن اسلحه و سرقت از بانکها است.
نیك رومن و یك تیم نخبه از متخصصان مواردی را اداره می كنند كه هیچ كس دیگری نمی تواند آن را انجام دهد: از جمله حل رمز و راز خانه های تسخیر شده كه به معنای واقعی كلمه خریداران آن را می ترساند.
کیم دو گی ( Lee Je Hoon ) فارغ التحصیل آکادمی نیروی دریایی بوده ، اما زندگی او وقتی که مادرش توسط یک قاتل زنجیره ای به قتل میرسد دچار تغییر می شود. بعد از آن او وارد شرکت Rainbow شد و به عنوان راننده تاکسی مشغول به کار می شود. او صرفا یک راننده تاکسی معمولی نیست بلکه به کمک متخصص آی تی ، گو یون و کانگ ها نا، یک وکیل پرشور و شوق، از جانب قربانی هایی که قانون نتوانسته حق آن ها را بگیرد، انتقام میگیرد…