یک سوارکار سابق دچار معلولیت با یک قانون شکن متحد می شود تا در نخستین مسابقه اسب سواری سراسر قاره آمریکای شمالی در دهه 1800 شرکت کند...
هنگامی که آژیرهای هشدار در انجمن روح به صدا در می آید، صلح ناگهان شکسته می شود. ساکنان آنجا بدون هیچ ردی ناپدید می شوند و هیچ کس نمی داند چه کسی پشت آن است. در همین حال، یک سایه تاریک نیز به سمت ایچیگو و دوستانش در شهر کاراکورا در حال گسترش است...
زندگی لیلا که مادرش را در کودکی از دست داده بود و جز پدرش کسی را نداشت، با ازدواج مجدد پدرش زیر و رو میشود. لیلا توسط نامادریش کنار زبالهها رها میشود و سختیهای زیادی را پشت سر میگذارد. لیلا بعد از سالها برای انتقام گرفتن از نامادریش برمیگردد ولی این دختر جوان در کنار شوق انتقام، درگیر احساسات و عشق و عاشقی میشود…
هرکول به کمک بهترین دوستش به ماجراجویی های زیادی می پردازد و به مردم کمک می کند و هیولاهای افسانه ای را با استفاده از نیروی نیمه خدایش می کشد.
زندگی یک زن خانهدار فداکار، پس از بازگشت از مرگ، پر از ناامیدی میشود. بهار به حرفهای که ناتمام گذاشته بود، یعنی پزشکی، بازمیگردد.
سباستین و سیل به درخواست ملکه در مورد مرگ مرموز در جنگل گرگ تحقیق می کنند. آنها هنگام کاوش در نفرین کشنده جنگل ، خود قربانی می شوند...
داستان درباره دختری به نام «مریم» است که از کودکی با لقب «زشت» زندگی کرده و پس از از دست دادن خانوادهاش نزد زنی به نام جنت بزرگ شده است. زندگی ساده او با بازگشت «قدیر» و پیشنهاد ناگهانی ازدواجش کاملاً زیر و رو میشود، اما این ازدواج او را وارد دنیایی سرشار از عطش قدرت، رازها، روابط پیچیده و خطرات جدی میکند. مریم در حالی که سعی میکند هویت خود را حفظ کند باید با یک عشق غیرممکن هم دست و پنجه نرم کند…
داستان به ماجراهای سه غریبهی شیفته جنایتهای واقعی میپردازد که ناگهان خودشان را درگیر یک پروندهی اسرارآمیز میبینند و باید برای حل آن اقدام کنند…
داستان نویسنده ایه که مجبوره بدون کمک خواهرش از برادرشون مراقبت کنه تا اینکه روزی سر بحث و جدلی برادر شوهر و بردار زن ، برادر شوهر خواهرش ون بیهوش میشه و تو اولین ملاقات این نویسنده از شوهر خواهرش سیلی محکمی میخوره ...