داستان به سال ۱۹۹۵ بازمیگردد؛ زمانی که اِل وودز هنوز راهی دانشگاه هاروارد نشده بود. او در دوران پر فراز و نشیب دبیرستان با دوستیهای پیچیده، عشقی ممنوعه و انتخابهای نهچندان موفق در دنیای مد روبهرو میشود. این فصل تازه از نوجوانی اِل نشان میدهد چه تجربههایی از او همان دختر باهوش، جسور و دوستداشتنی را ساخت که بعدها همه او را میشناسند و دوستش دارند.
اِما، دختر جوان آمیش، پس از مرگ مرموز پدرش، به کمک دوستش و پنهانی از مادرش، برای تجربه "رامسپرینگا" به دنیای بیرون میرود. در آنجا، با هیث، مردی جذاب آشنا میشود که او را مجذوب میکند، اما قرارشان ناگهان نیمهکاره میماند.