یک طرفدار دوآتشه در یک شرکت مد و لباس استخدام میشود و خیلی زود متوجه میشود که یکی از بنیانگذاران آن، آیدل محبوب زندگیاش است. او که مصمم است حرفهای باقی بماند، هویت خود را به عنوان یک طرفدار پنهان میکند، اما با ورود مدیرعامل معتاد به کار شرکت، خیلی زود کنترل اوضاع از دستش خارج میشود. در حالی که احساسات پنهان یکطرفه و مشکلات شخصی، این سه نفر را در موقعیتی پیچیده قرار میدهد، دختر جوان خود را در دوراهی میان وسواس همیشگیاش نسبت به آیدل و یک رابطه جدید و غیرمنتظره میبیند.
سو سه هیون، آسیبشناس نابغه، هنگام کالبدشکافی جسدی متوجه میشود پدرش همان قاتل زنجیرهای تحت تعقیب است. او همراه با رئیس تیم جنایات خشن تلاش میکند تا او را پیدا کند.