یوکیا و میکو، دوستان دوران کودکی، برای خجالت دادن یکدیگر، بازیای انجام میدهند که در آن میگویند «دوستت دارم». حالا در دبیرستان، بازی آنها ادامه پیدا میکند، اما احساسات واقعیشان آشکار میشود و این عبارت را معنادار میکند. هر دو بیشتر میخواهند، اما از تمام شدن بازی میترسند ...
گروهی از قهرمانان راهی نابودی کلیواتس، پادشاه جانوران، می شوند. اما با توطئه ای برای نابودی جهان رو به رو می شوند و ناچارند برای نجات خود، به کلیواتس اعتماد کنند...
سه دانش آموز دبیرستانی به دنیای خیالی منتقل می شوند. اما در حالی که دو نفر قهرمان هستند، یکی فقط می تواند شفا دهنده باشد.