لیاه نوزدهساله، در پی یک تصادفِ مرگبارِ رانندگی که پدر و مادرش را از او میگیرد، سفری برای بلوغ و یافتن خویشتن را آغاز میکند. او به شهری ساحلی و زیرِ سرپرستیِ آکسل—بهترین دوستِ برادرش—نقل مکان میکند. حالا لیاه با اندوهی سنگین، کابوسهایی آزاردهنده و هویتی ازهمگسیخته دستوپنجه نرم میکند..
یک دختر جوان به نام آلیس هارت را دنبال می کند که دوران کودکی خشونت آمیزش سایه ای تاریک بر زندگی بزرگسالی او می اندازد.
هشت دوست که همگی دارای روابط پایداری هستند تصمیم میگیرند تا وارد یک بازی شوند که در آن باید شریک مقابلشان را با یکدیگر عوض کنند. آنها در این سعی می کنند خودشان را...
داستان دختر جوانی که پدر و مادرش را در یک تصادف رانندگی از دست داده و پس از آن عمه اش که پدرش او را سرپرست او و نگهبان دارایی های خانواده تا زمانی که دختر 18 ساله می شود، به او می گوید که پدرش به شدت بدهکار بوده است.