دو دوست در سفری به دنبال اشیاء جنگ جهانی دوم، به طور معجزه آسایی به گذشته و میانه نبردی در سائور-موگیلا فرستاده میشوند. آنها باید بین ماندن و کمک به سربازان یا بازگشت به زمان خود، یکی را انتخاب کنند.
آنیا ۳۰ ساله دختری تحصیل کرده و عاقل است، او مشغول به کار مارکتینگ است و دوستان زیادی دارد. مرگ غم انگیز همسرش نه تنها باعث زمین خوردن او نشد، بلکه انگیزه ای برای پیشرفت و ترقی اش شد و عجله برای شروع رابطه جدید ندارد. با این حال او با فرد جدیدی ملاقات میکند. او پی میبرد که از طرف آن مرد مورد سواستفاده قرار گرفته و به این فکر می رود که شاید شکست های او در روابط عاطفی اش تصادفی نباشد...