این سریال داستان عشق پر فراز و نشیب دو نفر را روایت میکند که در آلمان مسیر زندگیشان به یکدیگر گره میخورد، اما سنگینی گذشته و پیوندهای خانوادگی، آنها را به آدانا و سرزمینهای حاصلخیز چوکوروا میکشاند؛ جایی که درگیریها و حسابکشیهای بزرگی در انتظارشان است. کنعان، وارث خانواده کوزانلار، یکی از ریشهدارترین و قدرتمندترین خانوادههای چوکوروا، در آلمان با لیلا آشنا میشود؛ زنی که در تلاش برای ساختن زندگی خود است، اما ناگهان در میان رازهای بزرگی گرفتار میشود. عشق این دو، که در سایه سنتهای ریشهدار، خیانت، فداکاری و حس انتقام شکل میگیرد، نهتنها زندگی خودشان، بلکه سرنوشت هر دو خانواده را برای همیشه دگرگون خواهد کرد.
فرات بولوت یه دادستانه که با همسرش زینب و دختر پنج ساله اش یه زندگی شاد داره ولی یه روز که بیدار میشه، میبینه توی زندانه و اتفاقات چهار ماه اخیر رو به هیچ عنوان به یاد نمیاره. آخرین چیزی که یادشه جشن تولد دخترشه ولی درعین وحشت و شوک متوجه میشه که به جرم کشتن همسر و دخترش در زندانه…
ثریا که یه دختر جوون و خوشگله در سنین جوونی مادر و پدرشو از دست میده و سنگینی بار زندگی رو به دوش میکشه و در استانبول زندگی میکنه..یهو جلوش یه تاجر جذاب و پولدار به اسم فاروک در میاد …عاشقش میشه و به عنوان عروس به شهر بورسا میره…ثریا در استانبول بزرگ شده و به آزادیش اهمیت زیادی میده و مدرنه…در صورتی که فاروک با اینکه خودشو مدرن نشون میده به خودش و رسم و رسوماتشون متکیه و …