این سریال داستان مبارزه بیپایان دو خانواده مرجانداع و هوزان را روایت میکند؛ دو خانوادهای که سالهاست با یکدیگر درگیرند و رازهای پنهان گذشته و اتفاقاتی که زندگی نسل جدید را دگرگون میکند، بار دیگر سرنوشتشان را به هم گره میزند. با ورود جمره به طرسوس، معادلات میان این دو خانواده که در یک سرزمین ریشه دارند اما سالهاست در مقابل یکدیگر ایستادهاند، به شکلی غیرمنتظره تغییر میکند.
زندگی لیلا که مادرش را در کودکی از دست داده بود و جز پدرش کسی را نداشت، با ازدواج مجدد پدرش زیر و رو میشود. لیلا توسط نامادریش کنار زبالهها رها میشود و سختیهای زیادی را پشت سر میگذارد. لیلا بعد از سالها برای انتقام گرفتن از نامادریش برمیگردد ولی این دختر جوان در کنار شوق انتقام، درگیر احساسات و عشق و عاشقی میشود…
دادستان ایلگاز و و وکیل جیلین در راه بررسی یک جنایت با هم آشنا میشن. این دو برای پیدا کردن قاتل مجبور میشن با هم هماهنگ بشن و همکاری کنن که این همکاری نقطه عطف زندگیشان میشه.
ثریا که یه دختر جوون و خوشگله در سنین جوونی مادر و پدرشو از دست میده و سنگینی بار زندگی رو به دوش میکشه و در استانبول زندگی میکنه..یهو جلوش یه تاجر جذاب و پولدار به اسم فاروک در میاد …عاشقش میشه و به عنوان عروس به شهر بورسا میره…ثریا در استانبول بزرگ شده و به آزادیش اهمیت زیادی میده و مدرنه…در صورتی که فاروک با اینکه خودشو مدرن نشون میده به خودش و رسم و رسوماتشون متکیه و …
کمال یک مهندس معدن جوان و فقیر است . برای به دست آوردن روزی خودش ، به همراه کارگرانش ، در اعماق زمین در حال تلاش و جدال است . کمال فقیر است ولی غرور زیادی داره . یک روز دختری به اسم نیهان رو از خطر غرق شدن نجات میده . به این ترتیب با او آشنا میشه و زندگیش تغییر میکنه . بعد از این تغییر بزرگ او مجبور به ترک استانبول میشه و در جایی دیگر ، در یک معدن مشغول به کار میشه . یک روز فاجعه ای در معدن برای او و کارگرانش رخ میده . سال ها بعد از این اتفاق او …