با زیرنویس چسبیده
در سال ۱۵۷۵، میگل د سروانتسِ جوان به اسارت گرفته شده و به حسن پاشای الجزایر فروخته میشود. او که منتظر پرداخت فدیه و آزادیاش است، پناهگاهی غیرمنتظره در هنر قصهگویی مییابد... و نقشهای جسورانه برای فرار طراحی میکند.
کندلا، پس از طلاق و از دست دادن شغلش، به زادگاه خود بازمیگردد. او برای گذران زندگی، مجبور میشود در دبیرستان سابقش به دانشآموزان دارای مشکلات یادگیری آموزش دهد.
کیوِک به روستایی در اعماق اسپانیا، تروئل، فرستاده میشود تا سیاستهای بازیابی آن را رهبری کند، اما به زودی متوجه میشود که او را به آنجا فرستادهاند تا دوست دخترش و رهبر حزبش بتوانند زمان بیشتری را با هم بگذرانند.