میو سوزوکی یه دختر شاد و پرانرژیه، ولی ته دلش همیشه سعی میکنه خودش رو با بقیه وفق بده. درست کنار دستش تو کلاس، تانی نشسته؛ پسری که اصلاً براش مهم نیست بقیه چی فکر میکنن. این دو تا با شخصیتهای کاملاً متفاوت، اول فقط چند تا گفتوگوی کوتاه دارن، اما کمکم همین تفاوتها باعث میشه به هم جذب بشن.
“به ملکه Dekim خوش آمدید” این ها اولین کلمات مسئول باری هستند که با موهای سفید و نگاه سرد خودش دو مهمون ک هنوز برای شما هویتشون آشکار نشده به مسابقه ی مرگ دعوت می کنه. مسابقه ای برای رسیدن به تعادل یک طرف این مبارزه نجات و یک طرف دیگه مرگ انتظار دو مهمان را میکشه و تنها کاری که شما باید انجام بدید اینه که منتظر قضاوت نهایی Dekim باشید…