یک کشیش زنِ جوانی، گروهی از مبارزین را به دور خود جمع کرده است و به ماجراجویی های مختلف پا می گذارد اما روزی از روزها با دردسری بزرگ در میدان جنگ مواجه می شوند و درست زمانی که نبرد را شکست خورده تصور می کنند «قاتل گابلین ها» به نجات آنها می شتابد و آنها را از مخصمه نجات می دهد. او کسی است که زندگی خود را وقف نابودسازی گابلین ها کرده است و به هر نحوی که ممکن است این کار را انجام می دهد. اما حال آوازه او در سرزمین های مختلف پیچیده است و هر آن ممکن است گابلین قدرتمند و یا دشمن جدیدی به سراغ او بیاید.
داستانی در مورد زندگی Norimichi Shimada و دوستانش Yusuke ، Miura ، Jun’ichi که در شهر Moshimo زندگی می کنند. آنها برنامه ای آتش بازی به راه خواهند انداخت تا جواب سوال های پیش آمده خود را در یابند. در طی داستان جدایی و پیوندهای بسیاری میان این دوستان بر اثر اتفاقات مختلف به وجود می آید. Nazuna Oikawa همکلاسی Norimichi Shimada که بسیار زیباست سعی میکند علاقه خود را Jun’ichi نشان دهد این کار او باعث می شود رابطه بین دوستان به خصوص بین Norimichi Shimada و Jun’ichi کمرنگ تر شود و او مجبور شود شهر را ترک کند. اما در انتهای داستان شما شاهد یک اتفاق جالب خواهید بود…
هیناتا شویو بعد از دیدن مسابقات والیبال کشوری از طریق تلویزیون، علاقه ناگهانی به والیبال پیدا میکنه و عضو تیم والیبال مدرسه راهنماییشون میشه اما تیم راهنمایی شویو بعد روبرو شدن با تیمی که بازیکنی عالی به نام کاگیاما توبیو داره، شکست میخوره و حذف میشه. شویو بعد از شکستی که میخوره، به هیچ وجه علاقه و امید خودشو به والیبال از دست نمیده و حتی برعکس تصمیم میگیره از کاگیاما انتقام بگیره اما وقتی که وارد دبیرستان میشه، با هم مدرسهای بودن و هم باشگاهی بودن خودش با کاگیاما توبیو روبرو میشه