جم، زخمی از دوران کودکی که اعتماد او به عشق را از بین برده است، "بیمارستان عشق" را اداره می کند - تا اینکه هازال، یک معتقد به قدرت عشق، زندگی او را مختل می کند.
زوجی از استانبول در روستایی در منطقه دریای اژه ساکن شده اند تا زندگی جدید و آرامی را آغاز کنند. با این حال، آنها به سرعت متوجه می شوند که در این روستا دشمنان زیادی دارند...
سلیم کارا، دادستان ایده آلیست جمهوری ترکیه، از سلجوق تاشکین، رئیس جرائم سازمان یافته ای که هشت سال پیش به دست خودش به زندان افتاده بود، پیشنهادی دریافت میکنه که نمیتونست ردش کنه. تاشکین به دادستان میگه حاضره شاهد بشه تا دادستان بتونه کل گروه های تبهکاری رو آشکار کنه و از میان برداره. ولی برای این فقط یه شرط داره و اون اینه که شخصا خود دادستان از پسر تاشکین یعنی آکگون گوکالپ تاشکین محافظت کنه. این شرایط برای گوکالپ که در دنیای تبهکاری بزرگ شده و ظاهری خطرناک و مشکل دار داره سخته…
گروهی از شخصیت های منحصر به فرد که هر یک صاحب پس زمینه ی فرهنگی و اجتماعی متقاوتی هستند، در شهر پر جنب و جوش و زیبای استانبول در شرایط غافلگیر کننده و هیجان انگیزی با یکدیگر ملاقات می کنند، برخی از این دیدار ها بر اثر شانس و برخی دیگر بر اثر قدرت اراده می باشد...
مرد جوانی متوجه میشود که دارای قدرتی ویژه است. اکنون لازم است تا یاد بگیرد چگونه از نیروهایی که دارد استفاده کند تا از استانبول و تمام بشریت در مقابل نیروهای تاریکی که میخواهند دنیا را به نابودی بکشانند محافظ کند. در این راه هیچ انتخاب دیگری ندارد و دوستانش به کمک او می آیند...
داستان محمد کاراهانلی پسری که از پدرش محبتی ندیده و از سوی پدر آزار و اذیت دیده و تنها هدفش اینکه شرکت محصولات بهداشتی خودش رو گسترش بده و خودش رو به پدرش ثابت کنه و خواهری که باید از دو خواهرش که در معرض گیردادن و سخت گیری ناموسی پدر قرار دارند حمایت کند و تنها رویایش معلم شیمی شدن است...
این فیلم نگاهی به امکانات و محدودیت های موجود برای زنان امروزه در ترکیه دارد. داستان در مورد زندگی دو زن است، یکی روانپزشک و پیرو آداب و رسوم مُدرن و دیگری دارای شوهری محافظه کار و ستمگر...
داستان سرگرم کننده ی که در آن جاده ما شاهد دو برادر با پیشینه های مختلف فرهنگی، که حتی نمی دانند یکدیگر، شباهت، تفاوت و حتی دعوا کنند …