کمال، یک وامدهنده کوسهصفت، با عفیفه، فیلمنامهنویسی که در تلاش برای پرداخت بدهیهایش است، ملاقات میکند. آنها در مییابند که عشق و فضیلت آنقدرها هم که به نظر میرسند ساده نیستند.
فریت پسر خانواده ای ثروتمند و سنتی است که هیچ تعهدی جز مهمانی ندارد. در حالی که زهرا زن جوانی است که دانشگاه را رها کرده و در یک شیرینی فروشی کار می کند. هنگامی که او به دانشگاه باز می گردد، هر دو باهم آشنا می شوند و ...