Kimmy که به همراه چهار دوست خود برای مدت پانزده سال در یک پایگاه زیر زمینی در ایندیانا تحت لوای فرقه ای آخرالزمان گرا به دور از تکنولوژی های نوین زندگی کرده است توسط پلیس نجات داده می شوند و پس از آنکه تبدیل به تیتر یک رسانه ها می شوند جهت حضور در برنامه تلویزیونی پر بیننده ای به نیویورک دعوت می شوند.اما Kimmy که سال های زیادی از زندگیش را از دست رفته میبیند پس از برنامه از بازگشت به ایندیانا خودداری کرده و تصمیم می گیرد تا با گشت و گذار در نیویورک علاوه بر گذراندن دورانی خوش با تغییرات دنیا در این سال ها آشنا شود.ولی مشکل از جایی شروع می شود که او در این دنیای غریبه برای ادامه زندگیش به شغلی و محلی برای خواب نیاز دارد اما آشنایی و هم خانه شدن او با مرد عشق بازیگر شدنی به نام Titus او را در مسیر جدیدی قرار می دهد.
سریال حول دو دزد بانک به نام های سِث گکو و برادر وحشی و غیر قابل پیش بینی اش ریچی گِکو میگذشت.پس از آخرین دزدی که این دو از بانکی داشتند و افراد زیادی کُشته شدند، FBI دو رنجر تگزاسی به نام های اِرل مک گرو و فردی گونزالز را مأمور دستگیری آنها کرد. اما آنها با فرار از مرز به سمت مکزیک میروند و داخل کلوپی غیرعادی میشوند. کلوپی از خون آشام ها که آنها را گروگان میگیرند. دو برادر مجبور میشوند که از آخر شب تا پاسی از صبح مبارزه کنند تا زنده از کلوپ خارج شوند.
با زیرنویس چسبیده
در یکی شهر های کوچک تگزاس، مردی بنام برنی با یک زن بیوه ثروتمند آشنا شده، و بعد از کشتن آن زن برای بدست آوردن ثروتش، دست به هر کاری میزند تا مردم شهر باور کنند که زن هنوز زنده است...
"سم" از تمام مدارسش اخراج شده و اکنون باید راهی برای تامین هزینه هایش پیدا کند. او در نهایت به عنوان اسکورت در یک شرکت مشغول بکار می شود، کاری که به او درسهای عجیبی می دهد...
در یک شرکت مستقر در علوم غیراخلاقی ، یک مدیر سعی می کند دانشمندان خود را تحت فشار قرار دهد و توسط رئیس زیرک خود تحت فشار قرار گیرد.