رینکا، برنامهریز تنهایی که مراسم ازدواج دیگران را تدارک میبیند، با تردید به یک اپلیکیشن دوستیابی میپیوندد و با مردی مرموز آشنا میشود. همزمان، پروندههایی از قتلهای زنجیرهای با قربانیانی که از کاربران این اپلیکیشن هستند، به دست پلیس میرسد و نامزد رینکا به عنوان مظنون اصلی این جنایتها مورد تحقیق قرار میگیرد.
افسر پلیس دایگو آگاوا به همراه همسر و دخترش به یک روستای دور افتاده فرستاده می شوند. وقتی جسد یک پیرزن در کوهستان پیدا می شود به او گفته می شود که در اثر حمله خرس بوده اما دایگو متوجه اثر گاز گرفتن انسان می شود. خیلی زود مشخص می شود که همه چیز در روستا آنطور که به نظر می رسد نیست…
گروهی از بزهکاران خسته و بی حوصله به عنوان بخشی از یک بازی برای زنده ماندن به یک زمین بایر منتقل میشوند و…
با زیرنویس چسبیده
در تلاش برای فرو کشاندن نزول و انحطاط رو به هرج و مرج خشونت بار بوسیله جوانان سرکش کشور، دولت ژاپن گروهی از بچه های دانش آموز را به جزیره ای دور افتاده و تنها می فرستد و ۳ روز به آنها مهلت می دهد تا تعدادشان را به یک نفر کاهش دهند که آن یک نفر نجات یافته ای تنبیه و تزکیه شده خواهد بود. گردن بندی حاوی مواد منفجره اطمینان می دهد که آنها از قوانین این بازی پیروی خواهند کرد...