یک فانتزی تاریک که در آن قهرمانان جنایتکارانی که به خدمت قهرمانی در یک واحد نظامی تنبیهی محکوم شدهاند باید علیه ارتش پادشاه شیاطین بجنگند...
جیرو آزوما از خاندانی نینجایی میآید و هنرهای شینوبی را از پدربزرگش آموخته است. او توانایی برقراری ارتباط با حیوانات را دارد. زندگی او زمانی که در جنگل با گربهای سیاه و زخمی به نام راگو آشنا میشود، به کلی دگرگون میشود ...
در سال ۲۰۲۹، شهر نیهاما به یک کلانشهر پیشرفته از نظر فناوری تبدیل شده است. به لطف پیشرفتهای بزرگ در علم سایبرنتیک، شهروندان این شهر میتوانند اعضای بدن خود را با قطعات رباتیک جایگزین کنند ...
ژاپن در آیندهای نزدیک: جنگ هستهای، فجایع طبیعی و فساد، جرقه انقلاب و فروپاشی را میزند. کشور به سه ایالت متخاصم تقسیم میشود. آئوترو میسومی، مقام سابق، با استفاده از دانش و فصاحت، درجات خود را بالا میبرد و به دنبال اتحاد مجدد است ...
با زیرنویس چسبیده
در آینده ای که روبات های خانگی رایج هستند، یک مرد جوان شریک ایده آل خود را خلق می کند. او یک دوست دختر مصنوعی را زنده می کند که شروع به نشان دادن احساسات می کند. اما با گذشت زمان او به این فکر می کند که آیا احساساتش واقعی هستند یا برنامه ریزی شده.
در سدهی پانزدهم میلادی، شعلههای کمفروغ اکتشافات عصر رنسانس، به تازگی در پهنهی اروپا زبانه میکشند. با این وجود، در همین دوران، آنانی که گام در وادی نوآوری و کشف مینهند، به جرم بدعتگذاری و کفر، به کام آتش سپرده میشوند. در سرزمین لهستان، کودکی اعجوبه به نام رافال، امید میرود تا در آیندهای نزدیک، به یکی از نوابغ علم الهیات بدل گردد. اما سرنوشت، مسیر دیگری برای او رقم میزند؛ دیدار با مردی مرموز، رافال را به راهی رهنمون میسازد که فرجام آن، دستیابی به حقیقتی بدعتآمیز و ارتدادی است.
پس از یک قتل عام، توکیوکی با نگهبانان وفادار خود از جمله سووا یوریشیگه، که پیش بینی می کند توکیوکی بر ژاپن حکومت خواهد کرد، فرار می کند. اولویت آنها فرار از قلمرو دشمن است.
پس از اینکه گروه قهرمانان پادشاه شیطان را شکست دادند، صلح را به سرزمین بازگرداندند و به زندگی تنهایی بازگشتند. نسلها میگذرند و الف فریرن با مرگ انسانیت روبرو میشود. او شاگرد جدیدی میپذیرد و قول میدهد که آرزوهای در حال مرگ دوستان قدیمی را برآورده کند. آیا یک ذهن الف می تواند با طبیعت مرگ و زندگی صلح کند؟ فریرن تلاش خود را برای کشف این موضوع آغاز می کند.
پس از مرگ هیراکو بر اثر یک بیماری سخت، خداوند او را زنده می کند، سلامتی و جوانی او را پس می دهد و او را به دنیای خیالی دلخواه می فرستد. برای لذت بردن از شلیک دومش، خداوند ابزار بزرگ کشاورزی را به او عطا می کند! تماشا کنید که هیراکو در این فانتزی آرام کشاورزی در دنیای دیگری حفاری می کند، خرد می کند و شخم می زند!
هیتوری گوتو، بوچی چان دختری است که آنقدر درون گرا و خجالتی در اطراف مردم است که همیشه صحبت هایش را با آه... آغاز می کرد. گروه چون فکر میکرد این میتواند فرصتی باشد حتی برای کسی که مثل او خجالتی هم بدرخشد. اما از آنجایی که او هیچ دوستی نداشت، در نهایت هر روز شش ساعت به تنهایی گیتار تمرین کرد. او پس از تبدیل شدن به یک نوازنده ماهر گیتار، ویدیوهایی از خود در حال نواختن گیتار را با نام «قهرمان گیتار» در اینترنت آپلود کرد و در مورد اجرا در کنسرت جشنواره فرهنگی مدرسهاش خیالپردازی کرد. اما او نه تنها نتوانست هیچ هم گروهی پیدا کند، قبل از اینکه بداند، او در دبیرستان تحصیل می کرد و هنوز هم نمی توانست یک دوست مجرد پیدا کند! او واقعاً در آستانه تبدیل شدن به یک گروه بسته بود، اما یک روز، نیجیکا ایجیچی، درامر گروه Kessoku Band، به سراغ او رفت. و به همین دلیل، زندگی روزمره او کم کم شروع به تغییر کرد...