




"کورا تانتی" (جسیکا بیل) مادری جوان است که بخاطر یکسری اتفاقات، اعمال خشونت آمیزی انجام می دهد و بعد از انجام آنها، او اصلا یادش نمی آید که چرا این اعمال را مرتکب شده است. کارآگاه "هری آمبروز" (بیل پولمن) وارد ماجرا می شود و پرونده را به دست میگیرد تا دلیل آشفتگیهای "کورا" را کشف کند...
"والریا" نویسنده ای است که در دو مورد به بن بست رسیده است، اولی ارتباط با همسرش دومی نوشتن. اما ارتباط او با دوستانش "کارمن"، "لولا" و "نارا به او آرامش می دهد ...
سریالی کمدی، به سبک شرلوک هلمزی و پر از شوخی ها و دیوانگی های خنده دار که می تواند ساعت ها شما را سرگرم کند. اگر دنبال سریالی کمدی و جنایی می گردید این سریال را از دست ندهید.شاون اسپنسر که حافظه ی تصویری، غریضه ی کارآگاهی و دقت بسیار بالایی دارد بعد کمک به پلیس برای حل یک پرونده، متهم به شریک جرم بودن می شود. شاون برای این که به زندان نیفتد و راز خود را برملا نکند ادعا می کند که غیبگو است و با عالم ارواح ارتباط دارد و از این راه اطلاعات خود را به دست می آورد. شاون به همراه بهترین دوستش گاس که فروشنده ی دارو و لوازم پزشکی است، دفتر کارآگاه خصوصی غیبگوی Psych را تاسیس می کند و از آن به بعد در حل پرونده های جنایی به پلیس کمک می کند...
Strain یک سریال دلهره آور است که داستان دکتر افریم گودوتر و تیمش را در نیویورک تعریف میکند. از او و تیمش بعد از پخش یک ویروس مرموز خونآشامی درخواست کمک میشود ولی ویروس هر روز گسترده تر می شود...
یک معلم، پیچیدگی ها و عواقب یک رابطه سودجویانه میان یک معلم جوان در یک دبیرستان تکزاس به نام کلیر ویلسن و یکی از دانشآموزانش به نام اریک واکر را میسنجد.
دنی رند، یکی از اهالی متمول شهر نیویورک است که در کودکی به همراه والدینش به کشور تبت سفر میکند. اما قبل از رسیدن به مقصد، هواپیمای آنها سقوط میکند و والدین او جان خود را در این سانحه از دست میدهند. دنی توسط اهالی کان لان نجات داده میشود و آنها فنون کونگ فو را به او می آموزند و در نهایت بخاطر توانایی هایش ملقب به "آیرون فیست" (مشت آهنین) میشود. پس از رسیدن به دوران جوانی و بلوغ، دنی به شهر نیویورک بازمیگردد و کنترل شرکت چند صد میلیون دلاری پدرش را بار دیگر به دست میگیرد و همزمان سعی میکند شهر را به روش خودش از جرم و جنایت پاکسازی کند...
ده مجرد زیبا در یک بهشت گرمسیری با هم ملاقات میکنند. آنها نمیدانند که برای برنده شدن جایزه ۲۰۰۰۰۰ یورویی...
راس پولدارک تصمیم میگیرد برای اینکه به جرم قاچاق محاکمه نشود، دختر مورد علاقه اش الیزابت را ترک میکند و به ارتش ملحق شود. وقتی 3 سال بعد به خانه بر میگردد متوجه میشود که پدرش مُرده، خانه بزرگ آنها ویران شده، ثروتشان از دست رفته و معشوقه اش به نامزدی پسر عمویش در آمده است. او در راه برگشت به خانه دختری را از کتک خوردن نجات میدهد و او را به عنوان خدمتکار آشپزخانه استخدام میکند، اما همشهریهایش از برگشتن بچه پولدار شهرشان که قصد پس گرفتن موقعیتش اجتماعیش را دارد زیاد راضی نیستند و همین باعث ایجاد بر خوردهایی بین آنها و راس میشود که عواقب ناخوشایندی را برای وی در پی دارد...
داستان در مورد دو فرد به نام های "مایکل کی" و "جردن پله" می باشد که یک پروژه در رابطه با هنر فیلمبرداری دارند و نظریه های آن ها به قدری جالب است که سریال را تبدیل به یک کمدی خنده دار کرده و...