




فرانک لمبرت و کارول فاستر زوجی با سه فرزند هستند که در جامائیکا با هم ازدواج میکنند. فرزندان آنها از این ازدواج خشمگین هستند و در شهر پورت واشینگتن با چالشهای یک خانواده ترکیبی روبرو میشوند.
زمین توسط گونه ای بیگانه بازدید می شود که وجود بشریت را تهدید می کند. وقایع در زمان واقعی از طریق چشم پنج نفر از مردم عادی در سراسر جهان رخ می دهد در حالی که آنها تلاش می کنند تا هرج و مرج در اطراف خود را درک کنند.
مسئول شیفت شب یک هتل اروپایی توسط ماموران اطلاعات سرویس مخفی بریتانیا استخدام می شود تا به شبکه بین المللی دلالان اسلحه نفوذ کند...
یک شیطان بی رحم پس از ملاقات با یک زن سرد و بی احساس، قدرت خود را از دست می دهد. این زن ممکن است کلید بازیابی قدرت او و همچنین قلب او باشد.
ریماروِ خروشان اسم خزندهای است که توسط ساتو میکامی 37 ساله پس از آنکه به دست یه دزد کشته شد و به دنیایی خیالی رفت تصرف شد. حال که از بند زندگی معمولی و یکنواخت پیشین خود رها شده است، ماجراجویی جدید او به عنوان یه خزنده با قابلیتهایی منحصر به فرد و در دنیایی خیالی شروع میشود.
سلیم کارا، دادستان ایده آلیست جمهوری ترکیه، از سلجوق تاشکین، رئیس جرائم سازمان یافته ای که هشت سال پیش به دست خودش به زندان افتاده بود، پیشنهادی دریافت میکنه که نمیتونست ردش کنه. تاشکین به دادستان میگه حاضره شاهد بشه تا دادستان بتونه کل گروه های تبهکاری رو آشکار کنه و از میان برداره. ولی برای این فقط یه شرط داره و اون اینه که شخصا خود دادستان از پسر تاشکین یعنی آکگون گوکالپ تاشکین محافظت کنه. این شرایط برای گوکالپ که در دنیای تبهکاری بزرگ شده و ظاهری خطرناک و مشکل دار داره سخته…
داستان سریال حول محور اتفاقاتی است که برای زنی به نام بئا اسمیت که در یک زندان به علت تلاش برای به قتل رساندن همسرش زندانی شده، رخ می دهد….
یک درخت الفی که با نام Ellcrys شناخته می شود، در حال مرگ است. این درخت تنها چیزی است که از سحر و جادو برای جلوگیری از تسلط نیروهای شیطانی بر ۴ سرزمین دنیا استفاده می کند و به گونه ای بقای دنیا به آن بستگی دارد. تنها کسی که می تواند این درخت را نجات دهد Amberle Elessedil می باشد، هزاران سال است از این جادو استفاده نشده است و برای دستیابی دوباره به آن، او مجبور می شود به همراه دوستش “ویل” به سفری خطرناک برود که راه آسانی در پیش نخواهد داشت...
ماریسا ایروین برای بردن پسر خردسالش میلو از اولین قرار بازیاش از راه میرسد، اما زنی که در را باز میکند، مادری نیست که او بشناسد. او میلو را ندارد و هرگز چیزی در مورد او نشنیده است. همانطور که بدترین کابوس هر پدر و مادری شروع به آشکار شدن میکند، سوالات جدید منجر به اسرار عمیقی میشود و شکافهایی را در دنیای به ظاهر بینقص ایروین آشکار میکند تا اینکه همه چیز از هم میپاشد.