




یک درخت الفی که با نام Ellcrys شناخته می شود، در حال مرگ است. این درخت تنها چیزی است که از سحر و جادو برای جلوگیری از تسلط نیروهای شیطانی بر ۴ سرزمین دنیا استفاده می کند و به گونه ای بقای دنیا به آن بستگی دارد. تنها کسی که می تواند این درخت را نجات دهد Amberle Elessedil می باشد، هزاران سال است از این جادو استفاده نشده است و برای دستیابی دوباره به آن، او مجبور می شود به همراه دوستش “ویل” به سفری خطرناک برود که راه آسانی در پیش نخواهد داشت...
داستان سریال حول محور اتفاقاتی است که برای زنی به نام بئا اسمیت که در یک زندان به علت تلاش برای به قتل رساندن همسرش زندانی شده، رخ می دهد….
یک شیطان بی رحم پس از ملاقات با یک زن سرد و بی احساس، قدرت خود را از دست می دهد. این زن ممکن است کلید بازیابی قدرت او و همچنین قلب او باشد.
ماریسا ایروین برای بردن پسر خردسالش میلو از اولین قرار بازیاش از راه میرسد، اما زنی که در را باز میکند، مادری نیست که او بشناسد. او میلو را ندارد و هرگز چیزی در مورد او نشنیده است. همانطور که بدترین کابوس هر پدر و مادری شروع به آشکار شدن میکند، سوالات جدید منجر به اسرار عمیقی میشود و شکافهایی را در دنیای به ظاهر بینقص ایروین آشکار میکند تا اینکه همه چیز از هم میپاشد.
ریماروِ خروشان اسم خزندهای است که توسط ساتو میکامی 37 ساله پس از آنکه به دست یه دزد کشته شد و به دنیایی خیالی رفت تصرف شد. حال که از بند زندگی معمولی و یکنواخت پیشین خود رها شده است، ماجراجویی جدید او به عنوان یه خزنده با قابلیتهایی منحصر به فرد و در دنیایی خیالی شروع میشود.
یک فرزند جوان با چشمان گشاد از یک خانواده محافظه کار ماموریتی را آغاز می کند تا به قبیله ثروتمند همسایه نفوذ کند که تحت سلطه سرمایه دار بیرحم راه آهن جورج راسل، پسر بداخلاقش لری و همسر جاه طلبش برتا است.
کاوش در تولد غرب آمریکا به دنبال برخورد «خشونت آمیز» فرهنگ ها، مذاهب و جوامع است که مردان و زنان برای کنترل این دنیای جدید می جنگند و می میرند - برای سرزمینی که واقعاً معتقدند سرنوشت آنهاست.
سریال گروهی از انسان ها را دنبال می کند که بعد از سقوط امپراطوری کهکشانی، سعی می کنند دوباره تمدن انسان ها را بازسازی کرده و انسانیت را حفظ کنند...
نیروهای دریایی افراد نخبه ای دارد که آنها می توانند اجرای خطرناکترین و مهم ترین ماموریت های کشور را به نیروی دریایی بسپارند...
مارکو داموره در فصل اول «گومورا» نقش چیرو، فرد دست راست یک پدرخوانده بیرحم کامورا را بازی میکند. وقتی پدرخوانده به زندان میافتد، چیرو فرصت را غنیمت میشمارد و برخلاف قوانین خانواده کاری میکند که خود رئیس خانواده شود. در این بین، ایما همسر پدرخوانده (ماریا پیا کالزونه) و گنی پسر او (سالواتوره اسپوزیتو) مانعی در برابر چیرو هستند. در همین حال، یک خانواده رقیب به رهبری سالواتوره کونته (مارکو پالوتی) از این تقابل به عنوان فرصتی برای نابودی دشمنان خود استفاده میکند …