




داستان زنی که توسط همسر کنترلگرش در زندگی مشترک اسیر شده و با وارد رابطه شدن با پسری جوانتر از خودش، سعی در پیدا کردن آرامش و انتقام دارد. اما این رابطه به زودی به نبردی خطرناک برای بقا تبدیل میشود.
عده ای از انسانها که تواناییهای ویژه ای دارند به دور هم دیگر جمع میشوند و گروهی را برای مبارزه و جلوگیری از سوء استفاده از این تواناییها تشکیل میدهند، تا آنکه نقاشی به نام آیزاک مندز با استفاده از توانایی ویژه خود آینده را که نابودی دنیا باشد ترسیم میکند و این گروه نیز با عظم راسختری به فعالیتهای خودش ادامه میدهد تا جلوی این نابودی را بگیرد.
داستان سریال درباره هشت غریبه در سرتاسر دنیاست که به طور ناگهانی از لحاظ احساسی و ذهنی به یکدیگر متصل میشوند و میتوانند یکدیگر را ببینند، بشنوند و احساس کنند، انگار که پیش هم هستند! این هشت نفر که توسط سازمانی تحت تعقیب میباشند، باید به سرعت خود را با این توانایی جدید تطبیق داده و همچنین دریابند که تمام اینها چه معنایی برای آینده بشریت خواهند داشت.
جیمز ۱۷ ساله تردیدی ندارد که بیماری روانی دارد. آلیسای ۱۷ ساله نیز، دختری دمدمی و تازه وارد در مدرسه است. آنها با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و آلیسا، جیمز را تشویق میکند تا سفری را شروع کند و دنبال پدر واقعیش بگردد...
هانتر (شکارچی) فردی است که دور دنیا سفر میکند و هر جور ماموریت خطرناکی را انجام میدهد. از دستگیر کردن مجرم ها گرفته تا کنجکاوی و جستجوی سرزمین های ناشناخته به دنبال گنج. "گون" پسر جوانی است که پدرش چندین سال پیش، وقتی که یه هانتر بوده، ناپدید شده. "گون" باور دارد که اگر بتواند پا جای پای پدرش بگذارد، ممکن است روزی بتواند دوباره به او بپیوندد. بعد از اینکه "گون" 12 ساله میشود، خانه را ترک میکند و ماموریت شرکت در آزمون " هانتری " را امتحان میکند. آزمونی که بخاطر پیشرفت کندی که آزمون دهنده دارد و درصد بالای مرگش برای هانتر رسمی شدن حسابی معروف شده است. "گون" با "کوراپیکا" که به عشق انتقام زندست، "لوریو" که میخواهد در آینده دکتر شود و با "کیلوآ" که قبلا یک قاتل سرکش بوده دوست میشود و...
در دهه 1970 در لس آنجلس، یک فمینیست جوان جدی با یک ناشر همکاری می کند تا اولین مجله شهوانی را برای زنان ایجاد کند.
"جاشوا"ی 17 ساله پس از اینکه مادرش به دلیل مصرف بیش از حد هروئین می میرد، برای زندگی نزد اقوام فاسدش به شهری ساحلی واقع در جنوب کالیفرنیا می رود. زنی بنام "جینین" و دست راستش "باز"، کسب و کار کثیفشان را میگردانند. آنها "جاشوا" را نیز وارد گروه خود میکنند و...
پس از ورود به دانشگاه، یک بازیکن سابق فوتبال آمریکایی که هویت خود را پنهان کرده و به عنوان سلطان بازگشت به خانه شناخته میشود، به سرعت با یک غریبه سابق دبیرستانی دوست میشود تا به هر قیمتی با او سازگار شود.
فرزندان یک خانواده در هم شکسته با زنجیره ای از وقایع ناخوشایند روبرو می شوند که آن ها را به سمت خانه طلسم شده دوران کودکی شان می کشاند...
در ژاپن امروز ارائه خدماتی مثل اجاره دوست دختر نرمال شده. کازویا کینوشیتا وقتی که دوست دخترش اون رو ترک کرده، دانشجویی که از نظر احساسی شکسته، تلاش میکنه که جای خالی قلبش رو با یک دوست دختر اجاره ای پر کنه. بعد معلوم میشه که دوست دختر اجاره ایش همکلاسی و همسایه اونه...