با زیرنویس چسبیده
هنگامی که یک شیء یادگاری گرانبها به سرقت میرود، ملکه مارگارت و پرنسس استیسی از فیونا، پسر عموی مارگارت کمک میگیرند تا با مردی از گذشتهاش آن را بازیابی کنند، و در نتیجه یک تغییر بسیار غیرمنتظره ایجاد میشود.
آل و الکس بعد از پانزده سال زندگی مشترک، به جای اینکه با ناراحتی از هم جدا بشن، تصمیم گرفتن با یه جشن بزرگ این اتفاق رو جشن بگیرن. این کارشون همه رو متعجب کرد.
با زیرنویس چسبیده
یوشی، جوانی که به صورت آنلاین کالا میفروشد، خود را درگیر سری اتفاقات مرموزی میبیند که زندگیاش را به خطر میاندازد.
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
ولف، ارباب دونلندینگ که با زیرکی و بیرحمیاش شناخته میشد، برای انتقام مرگ پدرش، به طور ناگهانی به پادشاهی روهان حمله کرد. هلم دستپتک، پادشاه شجاع روهان و مردم وفادارش مجبور شدند تا آخرین نفس خود را در قلعه باستانی هورنبرگ به دفاع از سرزمینشان بپردازند.
با زیرنویس چسبیده
کاخی اشرافی به دختری موفق اما مهربان به ارث می رسد . اما در این کاخ اسراری نهفته است که قرار است همه چیز را تحت تاثیر قرار بدهد ..
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
آرمان، پسر بچهای شش ساله، به دلیل رفتاری نامناسب با دوستش متهم میشود. این اتفاق ساده، منجر به بروز مشکلات بزرگتری میشود و باعث ایجاد تنش و کشمکش بین والدین و مسئولان مدرسه میشود. در این میان، احساسات و انگیزههای پیچیدهای مانند جنون، خواهش و وسواس نیز وارد بازی میشوند.
با زیرنویس چسبیده
این مستند با استفاده از فناوریهای پیشرفته و تکنیکهای انیمیشن، یکی از بازیگران مشهور جهان را به زندگی بازمیگرداند. این کار با بهرهگیری از مصاحبههای جدید، فیلمهای قدیمی و روشهای خلاقانه دیگر صورت میگیرد.
با زیرنویس چسبیده
پس از اینکه دبی (شلی هنینگ) به دلایل نامعلوم خودکشی می کند، صمیمی ترین دوستش به نام لین (اولیویا کوک) تلاش می کند تا متوجه شود چرا دوستش چنین کاری را انجام داده است و در این راه به صفحه اویجا می رسد که مربوط به دوران کودکی این دو می باشد. اقدام بعدی لین این هست که عده ای را دور هم جمع کند تا بتوانند احضار روح کنند و روحِ دبی را بازگردانند اما...
با زیرنویس چسبیده
دو زن جوان پس از خداحافظی در روز فارغ التحصیلی در شش سال پیش با هم برخورد کرده و دوستی شان را از سر می گیرند و...
با زیرنویس چسبیده
پاريس، قرن هفدهم. «سيرانو دوبرژراک» (دوپارديو)، شاعر و فيلسوفي است که دماغ بسيار بزرگي دارد و به همين دليل نمي تواند علاقه اش را به دختر عمويش، «روکسان» (بروشه) ابراز کند.«کريستيان» (پرز) هم که به «روکسان»علاقه دارد، از «سيرانو» مي خواهد تا از طرف او براي «روکسان» نامه هايي عاشقانه بنويسد...