چيزي به نخستين اجراي تاريخي سمفوني نهم «بتهوون» (هريس) نمانده ولي ناشر آثار «بتهوون»، «ونتسل شلمر» (رياخ)، دچار سرطان و مشرف به مرگ است. «شلمر» بيمار که مستأصلانه دنبال يک نسخه بردار مي گردد، از دانشجويي به نام «آناهولتس» (کروگر) کمک مي گيرد...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
وکیلی بنام «راگونات میشرا» ازدواج دخترش «دالی» را با مردی بنام «راجان» ترتیب داده است، در حالی که می داند دختر در واقع «آمکارا شوکلا» را دوست دارد...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
داستان پسر بچه ای 10 ساله با نام لوکاس که عازم سفری عجیب شده است که طی این سفر او با قدرت جادویی مورچه ها به سایز و شکل و شمایل آنها در می آید و محکوم می شود که به مانند آن ها زندگی کند. از این سفر لوکاس درس های مهمی درباره زندگی می آموزد که ...
با دوبله فارسی
سه مرد جوان که دارای مهارت های رزمی بالایی هستند، در هنگ کنگ به بینوایان کمک می کنند تا در برابر ناعدالتی مقاومت کنند...
با زیرنویس چسبیده
مردم، «ريکي بابي» (فرل) و «کل نوتن» (رايلي)، دو رفيق و يار هميشگي مسابقات اتومبيل راني را دوست دارند. با ورود «ژان ژيرار» (کوئن) راننده ي متظاهر فرمول يک فرانسوي به ميدان، طلسم خوش شانسي «ريکي» مي شکند...
با زیرنویس چسبیده
دختري آمريكايي بهنام «ساندرا پولنسكي»، دانشجوي رشته خبرنگاري به لندن آمده و در پي مصاحبهاي با يكي از كارگردانان معروف لندن است. او يك شب در يكي از نمايشهاي شعبده بازي «سيد واترمن» آمريكايي شركت ميكند و روح «جو استرامبل»، خبرنگار معروفي كه بهتازگي مرده را ميبيند و از راز يك قتل زنجيرهاي مطلع ميشود. ساندرا و سيد، در جستجوي كشف حقيقت با «پيتر لايمن» مظنون آشنا ميشوند و ...
الکس رایدر، نوجوانی است که با عموی خود ایان رایدر زندگی میکند. او مدیر یک بانک است و الکس زندگی با او را پیش از آنکه در طی عملیاتی اسرارآمیز ناپدید شود، خستهکننده میپنداشت. آلکس متوجه میشود که عموی او جاسوس انگلستان در سرویس مخفی MI6 بوده است و...
یک دانش آموز خجالتی که دوران دبیرستانش تمام شده، دوستی خاص پیدا می کند که زندگی اش را برای همیشه تغییر می دهد.
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
«ريکاردو تابز» (فاکس) و «ساني کراکت» (فارل) دو کارآگاه پليس اند که به طور مخفيانه در فلوريدا کار مي کنند. تازه ترين مأموريت آن دو گير انداختن «مونتويا» (توسار) يکي از رؤساي قاچاقچيان محلي است. «تابز» و «کراکت» براي نفوذ در تشکيلات «مونتويا» خودشان را قايق رانان سريعي جا مي زنند که حاضرند در برابر مبلغي مناسب، محموله هاي قاچاق را به مقصد برسانند...
پانصد سال پیش، هوی بو در یک بازی با ورق تقلب کرد، بنابراین با نور رعد به یک روح تبدیل شد. در تمام این مدت، او در قلعه تنها زندگی کرده است، بدون اینکه کسی بترساند. تا زمانی که پادشاه جولیوس برای عروسی خود به آنجا می رود ، هوی بو می داند که باید از تمام ترفندهای خود برای حفظ مجوز ارواح که مدت ها تلف شده است استفاده کند..