پس شرکت کردن دوستان الی در مراسم عروسی اش در شب سال نو، تریستا، یک راننده حرفه ای، ویویان، یک شایعه پرداز موفق، و آمایا، بازیگری سخت کوش با هم پیمان می بندند که ظرف یک سال با مرد رویاهایشان ازدواج کنند...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
کلانتر یک شهر کوچک در تلاش برای پیدا کردن 2 پسر بچه ای است که ماشین پلیس را دزدیده اند و برای تفریح دل به جاده زده اند...
با زیرنویس چسبیده
جری به همراه یک پوکر باز جوان بنام کورتیس برای محک زدن شانسشان به جنوب می روند تا در مسابقات پوکر شرکت کنند، آنها این تصور را دارند که ممکن است چیزهایی که از دست داده اند را ایندفعه جبران کنند...
یک فرد اوکراینی که قربانی فاجعه هسته ای چرنوبیل شده بود، در حالی که کشورش در جنگ و انقلاب به سر می برد، یک راز تاریک را کشف می کند که برای آشکار کردنش باید جان خود را به خطر بیاندازد...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
در قرن نوزدهم میلادی، یک پسر نوجوان ۱۷ ساله به نام جی کاوندیش (اسمیت میفی)، سفری طولانی در خط مرزی آمریکا را آغاز می کند، هدف او پیدا کردن تنها بازمانده فامیل خود (یک زن ۳۵ ساله) است. در طول راه مردی مرموز (مایکل فاسبندر) به نام سیلاس با وی همراه می شود. سیلاس که از گذشته مرموز خود فرار می کند به کمک جی کاوندیش می آید. بزودی مشکلات این دو در یکدیگر گره می خورد و سیر ماجراها را به سمت دیگری می برد.
با زیرنویس چسبیده
دانشمندان پیشبینی کرده اند با توجه به شرایط فعلی کره زمین این امکان وجود دارد که تا پایان قرن، نیمی از گونه های موجود در سیاره ما منقرض شود و باور دارند که پس از انقراض پنجم که موجب منقرض شدن گونه دایناسورها گشت انقراض ششمی در راه است...
با زیرنویس چسبیده
در دنیایی که رو به ویرانی است یک زن تنها به نام آن (مارگوت رابی) در مزرعهی سابق پدرش زندگی میکند. در شرایطی که بیشتر مردم جهان به خاطر تشعشعات هستهای جان خود را از دست دادهاند، جایی که آن در آنجا زندگی میکند امن به نظر میرسد، تا اینکه سر و کله ی دکتری پیدا می شود که دید علمی به تمام این قضایا دارد...
با زیرنویس چسبیده
تریسی دانشجوی تنهای سال اول کالج در نیویورک است. او تجربه زندگی در این شهر شلوغ و پر زرق و برق را ندارد. او توسط دوست دیوانه اش اغوا شده و از این تنهایی درآمده و دست به کارهای جور وا جور میزند...
با زیرنویس چسبیده
با زیرنویس چسبیده
وقتی "شان" یک روز به خود استراحت می دهد، کشاورز، کاروان و گله را به شهر بزرگ هدایت می کند و این وظیفه " شان " است که آنها را به چمن سبز خانه بازگرداند...