با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
مکزيکو، زمان حال. «جان کريسي» (واشينگتن)، مأمور سابق سيا را که دائم الخمر هم شده، «ساموئل راموس» کارخانه دار (آنتوني) و همسر امريکايي اش، «ليزا» (ميچل)، استخدام مي کنند تا از دخترشان، «پتيا» (فانينگ) مراقبت کند. اما کمي بعد «پتيا» را مي ربايند و «کريسي» گلوله مي خورد...
با دوبله فارسی
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
فرانک کسل زندگی خوب و آرامی در کنار خانواده اش دارد ولی یک گروه تبهکار خانواده او را به قتل می رساندد و او هم تصمیم به انتقام می گیرد.
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
عروس آدم کش به راهش برای انتقام گیری از رئیس سابقش «بیل»، ادامه میدهد. دو عضو باقی مانده از گروهی که چهار سال پیش به او خیانت کردند، هدف های جدید او هستند.
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
«جيمي تادسکي» (ويليس)، قاتل مزدور سابق، از زندگي بزهکارانه اش کناره گرفته و در مکزيکو زندگي آرامي را با آشپزي و خانه داري سر مي کند. اما همسرش، «جيل» (پيت) کما کان دلش مي خواهد از راه هاي خلاف و هيجان انگيز زندگي شان را بگذرانند...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
داستان این فیلم درباره زندگی دو ببر کوچک است که یکی از آنها خجالتی و آرام و دیگری درنده خو و پر تحرک است. آنها در ویرانه هایی درجنگل به دنیا آمده اند. اما به دلیلی از یکدیگر جدا شده اند. پس از اینکه محققی به پژوهش درباره زندگی ببرها می پردازد، شرایطی پیش می آید که این دو حیوان بتوانند همدیگر را پس از مدتها ملاقات کنند و ...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
يک بچه دیو بعد از اینکه توسط انسانها پرورش میابد و بزرگ می شود، در مقابل نیروهای تاریکی می ایستد...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
داستان در مورد یک مزرعه دامداری است که حیوانات مختلفی در آن زندگی می کنند.تا اینکه یک روز اطلاعیه ای در این مزرعه نصب می شود با موضوع اینکه این ملک به تصرف اشخاص خاصی در آمده است. در همین بین سه گاو که در مزرعه زندگی می کنند تصمیم می گیرند برای حفظ مزرعه با مالکین جدید مزرعه درگیر می شوند...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
یک کارآگاه FBI به کانادا می رود تا در دستگیری قاتل سریالی که هویت هر قربانی جدیدش را می دزدد، به پلیس کانادا کمک کند.
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
«جول» که آدمی خجالتی و تا حدی ساده است، در یک مسافرت ساحلی با دو نفر از دوستانش، با «کلمنتاین» که دختری کمفکر و پرانرژی است آشنا میشود. بعد از مدتی این دوستی به پایان میرسد و کلمنتاین دست به یک عمل پاکسازی حافظه از طریق شرکت لاکونا میزند. بعد از پاکسازی، وقتی جول او را میبیند و متوجه میشود که کلمنتاین او را از حافظه و خاطرات خود پاک کرده است، تصمیم میگیرد تا او نیز کلمنتاین را از خاطرات خود پاک کند. اما در میانهی راه پاکسازی و در حالت یادآوری خاطرات، متوجه میشود که مایل به این کار نیست و سعی در منحرفکردن مسیر پاکسازی میکند…