بر اساس یک داستان کوتاه توسط استفن کینگ، یک مرد و بازگشت خانواده اش به شهر خانه خود را، اما او پس از آن توسط نوجوانان که فوت کرد زمانی که او یک بچه بود مورد آزار و اذیت.
"جانی کالینز" (Nicolas Cage) و "زندلی" با هم ازدواج می کنند و زندگی شاعرانه ای دارند تا اینکه یکی از دوست های جانی نقشه عشقی با زندلی می ریزد اما چیزی به نام عشق بین آن دو وجود ندارد و جز هوای شهوت چیز دیگری نیست و زمانی که جانی متوجه قضیه می شود، به تنها چیزی که فکر می کند انتقام و نفرت هست و...
"جاناتان کورلیس" که پس از فاش کردن بارداری دوست دختر خود، رابطه اش با پدر ثروتمند خود را در معرض خطر می بیند، به خونسردی او را به قتل رسانده و تلاش می کند آنرا خودکشی جلوه دهد. او سپس به نیویورک می رود تا از خواهر دوقلوی او "الن" خواستگاری کند و...
هنگامی که یک عده تروریست کنترل مدرسه ای را در دست می گیرند، گروهی از دانش آموزان سعی می کنند تا در برابر آن ها مقاومت کنند...
مامور پلیس اهل بروکلین در حالی که مشغول تفریحات خانوادگی است، تماس تلفنی دریافت می کند مبنی بر اینکه بهترین دوستش کشته شده است...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
مامور جکی استخدام می شود تا مخفیگاه طلاهای نازیها را در صحرای آفریقا پیدا کند. او با سه زن که به طریقی با هم ارتباط دارند همکار می شود. از طرفی گروهی مزدور هم به دنبال طلاها است و...
"دن مریک" از یک تصادف سخت رانندگی در حالیکه دچار فراموشی شده خارج می شود. او متوجه می شود که با "جودیت" که تلاش می کند او را دوباره به زندگی بازگرداند ازدواج کرده است. او بطور مداوم خاطراتی از مکانها و اتفاقاتی که بیاد نمی آرد را تجربه می کند و...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
داستان فیلم مربوط به دکتر روانشناسی است که با استفاده از علم روانشناسی میتواند محیط اطراف خود و انسانهای آن را تحت تأثیر قرار دهد و خیلی راحت بر آنها مسلط شود. کم تر کسی میتوانست جلوی او طاقت بیاورد وی علی رغم کارهایش فردی آزادی خواه بود و میخواست مانند بقیه انسانها زندگی کند ولی پلیس مسئله را بسیار خطرناک دانسته بود و سعی میکرد وی را در زندانهای امنیتی نگهداری کند . وی به خون خواری نیز معروف شده و در مواردی به کندن پوست صورت، جویدن گردن و رگهای قربانی نیز دست میزد.
سروان جیک گرافتن (جانسن)، خلبان نیروی دریائی امریکا پس از مرگ مورگان مکفرسن (ریچ)، هم پروازش، بر اثر مأموریتی بد برنامهریزی شده، بر روی یک ناو هواپیمابر مستقر شده است. ̎گرافتن که به وضعیت نظامی فعلی بدبین شده، معتقد است که اگر بر جای سیاستمدارها، ادارهٔ جنگ را به دست سربازان بسپارند، پیروزی، قریبالوقوع و قطعی خواهد بود. ورجیل کول (دافو)، خلبانی بسیار با اعتماد به نفس نیز با او هم عقیده است. این دو به اتفاق، یک بمبافکن ۶ـA معروف به "مزاحم" را به پرواز در میآورند تا در مأموریتی غیر مجاز، هانوی را بمباران کنند....
یک ناشر بریتانیایی بهطور غیرمنتظرهای متوجه میشود که برای اطلاعات بریتانیا کار میکند تا از مردم روسیه تحقیق کند...