مردی که در یک زندان حبس شده است تصمیم میگیرد که با قدرتهای عجیب رزمیخود مسئولان فاسد زندان را از میان بردارد...
«نيک استايلز» (واشينگتن)، پليس تازه کار، قاتل روان پريشي به نام «ارل تالبوت بليک» (ليتگو) را دستگير مي کند و به سمت معاونت دادستان «پريسيلا بريملي» (واگنر) انتخاب مي شود. اما پس از چندي «بليک» از زندان فرار مي کند تا انتقامش را از «نيک» بگيرد.
"تونی آرون" بازرسی که کار خود را رها کرده و به عنوان یک کارآگاه خصوصی مشغول بکار است، با استفاده از جعل روابط نامشروع، از آنها برای استفاده در پرونده طلاق موکلان خود استفاده می کند. او از طرفی با همسر خود درگیر است و...
"مایک پرچ" کارآگاه خصوصی اهل نیویورک است که در پیدا کردن افراد گمشده تخصص دارد.او پرونده زنی اسرارآمیز را که "گریس" می نامد به عهده می گیرد.او از فراموشی رنج برده و هیچ خاطره ای ندارد.او کابوسی درباره قتل یک پیانیست به دست همسرش "رومان" در اواخر دهه40 می بیند و "چرچ" سعی می کند این ماجرا را حل کند...
با زیرنویس چسبیده
با زیرنویس چسبیده
چهار دزد بانک که خود را «رئيس جمهورهاي سابق» مي نامند، با ماسک هاي «رانلد ريگان»، «جيمي کارتر»، «ريچارد نيکسن» و «ليندون جانسن» سرقت هاي متعددي را مرتکب شده اند. «آنجلو پاپاس» (بيوزي)، مأمور FBI، مطمئن است که اين چهار نفر از جمله ي موج سواران کاليفرنياي جنوبي هستند و همکارش، «جاني يوتا» (ريوز) را ترغيب مي کند تا با هيئت مبدل، روانه ي منطقه شود و گروه چهار نفره را شناسايي کند.
"جو هاف" پلیس سرسختی است که تلاش می کند به یک گروه خطرناک موتورسواری نفوذ کند. اف بی آی او را وادار می کند تا به یک گروه خطرناک که از دستگیر شدن رهبر خود بسیار خشمگین هستند نفوذ کند و...
آلمان، سال 1945، با پايان جنگ جهاني دوم، «لئوپولد کسلر» (بار)، جوان آلماني تبار، از امريکا به زادگاه اجدادي خود باز مي گردد. عموي «لئو» (ياگارت)، او را به عنوان مأمور قطار به کار مي گمارد و خيلي زود «لئو» با «کاتارينا» (سوکووا)، دختر رئيس راه آهن، آشنا مي شود و ازدواج مي کند. در حالي که پس از چندي نازي هاي متعصب، که کماکان به خرابکاري ادامه مي دهند، از «لئو» مي خواهند تا با جاسازي بمبي در قطار، آن را منفجر کند...
رولی تایلر هم اکنون یک اسباببازی ساز است. مایک، شوهر سابقش دوست دخترش نیز یک پلیس است. مایک از رولی کمک می خواهد تا یک قاتل را به دام بیاندازند. عملیات به نحو احسنت انجام می شود تا زمانی که سر و کله یک آدم ناشناس پیدا می شود که هم قاتل و هم مایک را می کُشد. رئیس مایک می گوید این کار خود قاتل بوده است که مایک را کُشته، اما رولی باور نمی کند و...